ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۳۶۸۹

میراث شوم معمار خاورمیانه جدید/ چهره‌ای که غرب آسیا را تغییر داد

میراث شوم معمار خاورمیانه جدید/ چهره‌ای که غرب آسیا را تغییر داد

دولت ترامپ درگیر جنگی پرابهام با ایران است. این میراث مک‌گورک است؛ کسی که به عنوان مشاور کلیدی خاورمیانه برای چهار رییس‌جمهور ایالات متحده خدمت کرده است.

تبلیغات
تبلیغات

دیون نیسنباوم، فعال رسانه، در مطلبی در فارین پالسی نوشت: در اوایل ماه مارس، هنگامی که استیون کلبر، مجری برنامه «The Late Show» به دنبال فردی بود تا چرایی جنگ امریکا با ایران را برای مخاطبان برنامه‌اش توضیح بدهد، با برت مک‌گورک تماس گرفت. مک‌گورک کسی است که به عنوان مشاور کلیدی خاورمیانه برای چهار رییس‌جمهور ایالات متحده خدمت کرده است.

به گزارش اعتماد درادامه این مقاله آمده است: مک‌گورک- که در حال حاضر سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر و تحلیلگر شبکه سی‌ان‌ان است- در گفت‌وگو با کلبر گفت: «فکر نمی‌کنم پرونده این جنگ آن‌طور که باید برای مردم امریکا تبیین شده باشد.»

او افزود: «پیش از آغاز هرگونه عملیات نظامی رییس‌جمهور باید کاملا روشن کند که دقیقا به دنبال دستیابی به چه چیزی است و چگونه می‌خواهد به آن برسد و این ویژگی یکی از نقاط قوت رییس‌جمهور امریکا، دونالد ترامپ، نیست.» 

مک‌گورک به دلیلی نامشخص به گزینه اصلی کلبر برای بحث در مورد مسائل جنگ در خاورمیانه تبدیل شده بود. این مرد ۵۲ساله، با وجود ناشناخته بودن در خارج از محافل سیاستگذاری، طی دو دهه گذشته نقش منحصربه‌فرد و تأثیرگذاری در سیاست خارجی ایالات متحده ایفا کرده است. در دورانی که شکاف سیاسی در امریکا عمیق‌تر شده و دولت‌ها شاهد تغییرات گسترده در بدنه مدیریتی خود بوده‌اند، مک‌گورک موفق شد هم در دولت‌های جمهوری‌خواه و هم دموکرات دوام بیاورد و جایگاه خود را مستحکم‌تر کند.

او تقریبا بدون وقفه، از دوران ریاست‌جمهوری جورج دبلیو بوش، مسوولیت‌های فزاینده‌ای در حوزه سیاست خاورمیانه واشنگتن بر عهده گرفت و این نقش را در دوران باراک اوباما، آشفتگی‌های دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ و در نهایت دولت جو بایدن نیز ادامه داد. 

در چنین چارچوبی، ارزیابی کارنامه مک‌گورک، چه موافق و چه مخالف، دشوار است؛ به این معنا که برداشت هر فرد از او، بازتابی از دیدگاهش در خصوص موفقیت یا شکست سیاست‌های خاورمیانه‌ای امریکا در قرن بیست و یکم است.

مک‌گورک سال‌های ابتدایی فعالیت خود در دولت را با تمرکز بر «ملت‌سازی» در بحبوحه جنگ عراق سپری کرد. اما تا سال ۲۰۲۱، زمانی که به عنوان معاون دستیار رییس‌جمهور جو بایدن به کاخ سفید بازگشت، مصمم بود سیاست خارجی امریکا را در مسیری متمایز از گذشته هدایت کند. به گفته همکارانش، مک‌گورک به کارکنان شورای امنیت ملی اعلام کرده بود که دوران «جاه‌طلبی‌های بزرگ امریکا در خاورمیانه» به سر رسیده است. شعار اصلی او در این مقطع، «بازگشت به اصول اولیه» بود. 

او در نوامبر ۲۰۲۱، در جریان گفت‌وگوها در بحرین، عنوان کرد که دولت بایدن به جای پیگیری «اهداف بلندپروازانه و عظیم»، به دنبال «راهبردی سنجیده» است. این راهبرد بر تعیین اهداف و اولویت‌ها، صرفا پس از بررسی دقیق واقعیت‌های میدانی و مشورت با دوستان و شرکای امریکا، استوار بود. اما جاه‌طلبی‌های دیپلماتیک مک‌گورک در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، با حمله حماس و متعاقب آن، واکنش اسراییل، رنگ باخت. این رویداد موجی از اتهامات جهانی را مبنی بر نقش ایالات متحده در «تسهیل یا حمایت از جنگی» برانگیخت که منتقدان آن را «نسل‌کشی علیه فلسطینی‌ها» توصیف کردند. 

هماهنگ‌کننده شورای امنیت ملی امریکا در امور خاورمیانه و شمال آفریقا، به سرعت به یکی از چهره‌های جنجالی این بحران بدل شد. بسیاری او را معمار اصلی رویکرد دولت بایدن در حمایت از جنگ اسراییل در غزه قلمداد کردند. 

منتقدانی چون «رندا سلیم» رییس برنامه خاورمیانه در اندیشکده «استیمسون سنتر» معتقدند مک‌گورک اعتماد روسای‌جمهور متوالی از هر دو حزب را جلب کرده، زیرا رویکردی کاملا کلاسیک و سنتی امریکایی در میدان سیاست خارجی را دنبال می‌کرد. 

سلیم در این باره گفت: «او فردی است که راه‌حل‌های سریع و کوتاه‌مدت را برای مدیریت بحران‌های عمیق و بلندمدت در منطقه‌ای ترجیح می‌دهد که اساسا با راه‌حل‌های کوتاه‌مدت سازگار نیست.» از دیدگاه مک‌گورک، دستیابی به پیشرفت‌های تدریجی در خاورمیانه، بر پیگیری اهداف بلندپروازانه، اغلب جاه‌طلبانه و در نهایت غیرواقع‌بینانه در منطقه‌ای پیچیده، ارجحیت دارد.

مک گورک در مصاحبه‌ای صریح با فارین پالسی بیان کرد: «یکی از خطاهای رایج در سیاست خارجی این است که اهداف حداکثری و بزرگ تعریف می‌کنیم و تازه به این فکر می‌افتیم که چگونه به آن‌ها برسیم». او افزود: «بر اساس تجربه من اهداف نزدیک‌تر، پیشرفت‌های تدریجی، و هماهنگی دقیق میان اهداف، روش‌ها و منابع، رویکردی موثرتر است.» 

میراث شوم

مک‌گورک در ژانویه گذشته کاخ سفید را در حالی ترک کرد که با اعتراضات دانشجویی در دانشگاه‌های امریکا مواجه بود؛ معترضان او را «جنایتکار جنگی» خطاب می‌کردند. با این حال، میراث کاری‌اش همچنان پابرجاست. دولت ترامپ درگیر جنگی پرابهام با ایران است و همزمان، با پیامدهای تصمیمات بحث‌برانگیز مک‌گورک در سایر نقاط منطقه دست‌وپنجه نرم می‌کند. با این حال مک‌گورک همچنان از رویکرد خود در قبال جنگ غزه دفاع می‌کند و موفقیت او در جلب اعتماد روسای‌جمهور از هر دو حزب اصلی امریکا، نشان‌دهنده احتمال بالای بازگشتش به قدرت در واشنگتن است. 

اما از نگاه منتقدان، مک‌گورک هم «عامل» و هم «نماد» است؛ نمادی از رویکردی که به باور روسای جمهوری پیشین به سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه طی دو دهه نتیجه‌ای ویرانگر داشت. از پیامدهای فرقه‌ای جنگ عراق گرفته تا یمن، ویرانی کامل غزه، و در نهایت شوک جهانی انرژی ناشی به دلیل درگیری با ایران. 

هنگامی که سفیر اسراییل در ایالات متحده در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ خبر آغاز حمله نیروهای حماس را به برت مک‌گورک منتقل کرد، او در پاسخ پیامی قاطع و بدون ابهام ارسال کرد: «ما در کنار شما هستیم.» این واکنش اولیه و غریزی، به‌تدریج به سنگ بنای رویکرد مک‌گورک در مدیریت بحران تبدیل شد. مک‌گورک پیش‌تر در دوران دولت باراک اوباما با جو بایدن همکاری داشت و در سال ۲۰۲۰ نیز از نامزدی او حمایت کرد. پس از پیروزی بایدن در انتخابات، رییس‌جمهور جدید او را به عنوان مشاور اصلی خود در امور خاورمیانه در کاخ سفید منصوب کرد؛ تصمیمی که مک‌گورک را به مهم‌ترین جایگاه دوران حرفه‌ای‌اش رساند. 

مک گورک در تبیین دیدگاه خود بارها به نقل‌قولی از جان اف. کندی، رییس‌جمهور پیشین امریکا، استناد کرده است: «هدف سیاست خارجی این نیست که مجالی برای بروز احساسات امید یا خشم ما فراهم کند؛ بلکه هدف آن، شکل دادن به رویدادهای واقعی در دنیای واقعی است».

«جیمز جفری» دیپلمات باسابقه امریکایی که در دوره‌های اوباما و ترامپ در برخی پرونده‌های خاورمیانه‌ای با مک‌گورک اختلاف‌نظرهای جدی داشته، با این حال از او به عنوان یکی از ماهرترین دیپلمات‌های نسل خود یاد کرده است. «به نظر من او در چهار دوره ریاست‌جمهوری گذشته، از تأثیرگذارترین مقامات دولتی در حوزه خاورمیانه بوده است» جفری افزود: «برت قدرت را می‌شناسد.

او ظرافت‌های دیپلماسی را درک می‌کند: اینکه چگونه روابط خوبی با افراد برقرار کند، چه چیزی موثر است و چه چیزی نیست، و هر طرف دقیقا به چه چیزی نیاز دارد. این یک رویکرد کاملا غیرهیجانی و عینی برای پیشبرد سیاست خارجی از طریق به‌کارگیری قدرت امریکاست.» 

اما نگاه عمل‌گرایانه (رئال‌پولیتیک) مک‌گورک با رویکردی که جو بایدن هنگام پیروزی بر دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۰ وعده داده بود، همخوانی نداشت. بایدن وعده داده بود که حقوق بشر را در مرکز سیاست خارجی امریکا قرار خواهد داد. با وجود وعده‌های بایدن در کمپین انتخاباتی مبنی بر «مطرود» دانستن عربستان به دلیل ترور خاشقچی، او مک‌گورک را به عنوان مشاور خاورمیانه منصوب کرد. مک‌گورک در سفری به ریاض، پیامی قاطع مبنی بر توقف فروش تسلیحات در صورت‌عدم محدودیت جنگ یمن به ولیعهد سعودی منتقل کرد. این فشارها منجر به آتش‌بس موقت در یمن شد. 

چهره‌ای که به شکاف‌ها دامن زد

با این حال، پس از حمله روسیه به اوکراین و نوسانات انرژی، اولویت‌ها تغییر کرد و کاخ سفید برای مهار قیمت نفت به همکاری مجدد با عربستان نیاز یافت. مک‌گورک این فرصت را برای ترمیم روابط و شکل‌دهی به توافق میان اسراییل و عربستان دانست. با این حال، این چرخش دیپلماتیک، شکاف‌های عمیقی را در درون دولت بایدن ایجاد کرد و با مخالفت‌های جدی دموکرات‌های مترقی در کنگره امریکا مواجه شد؛ مخالفانی که این تغییر رویکرد را عقب‌نشینی از وعده انتخاباتی بایدن برای قرار دادن حقوق بشر و ترویج دموکراسی در کانون سیاست خارجی امریکا می‌دانستند.

مک‌گورک در مصاحبه‌ای با «فارن پالیسی» تأکید کرد که حضور امریکا در خاورمیانه، با تکیه بر اصول حقوق بشر، به میانه‌روی کشورهای منطقه کمک می‌کند؛ در حالی که واگذاری این فضا به چین یا روسیه پیامدهای منفی خواهد داشت. با این حال، مقام‌های وزارت خارجه امریکا که با عادی‌سازی روابط با عربستان مخالف بودند، مدعی شدند که در تصمیم‌گیری‌های کلیدی نادیده گرفته شده‌اند. 

این تنش‌ها در دیدار بایدن و محمد بن سلمان در عربستان و «سلام مشت‌زنی» آن‌ها به اوج رسید؛ رویدادی که آغازگر گرمی مجدد روابط دو کشور تلقی شد. مک‌گورک با سفرهای مکرر به خلیج فارس، تلاش کرد توافق دیپلماتیکی میان اسراییل و عربستان را محقق کند، اما مساله فلسطین به عنوان یک «نقطه کور» در نگاه او باقی ماند. به گفته همکارانش، تمرکز مک‌گورک بیشتر بر تجربه‌هایش در عراق بود و کمتر به مناقشه اسراییل و فلسطین پرداخته بود.

بایدن نیز به دلیل شکست‌های مکرر روسای‌جمهور پیشین، علاقه‌ای به مذاکرات صلح مستقیم نداشت و به جای آن، رویکردی مبتنی بر «مدیریت بحران» و بهبود شرایط زندگی فلسطینی‌ها از طریق ابتکارات اقتصادی محدود را در پیش گرفت. در سال ۲۰۲۱، برت مک‌گورک در «گفت‌وگوی منامه» اولویت‌های سیاست خاورمیانه‌ای دولت بایدن را مطرح کرد، اما هیچ اشاره‌ای به مساله فلسطین نداشت.

مقامات دولت بایدن معتقدند مک‌گورک مساله فلسطین را نه یک بحران مستقل، بلکه ابزاری در چارچوب توافقات منطقه‌ای می‌دید. همزمان، تیم امنیت ملی دولت بایدن نگاهی خوش‌بینانه به آرامش منطقه داشت. جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی بایدن، ۸ روز قبل از حمله حماس اعلام کرد که خاورمیانه آرام‌تر از دو دهه گذشته است. 

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان نیز در ارتباط با فلسطین دیدگاهی دوگانه داشت؛ در محافل خصوصی همدلی کمی با فلسطینی‌ها نشان می‌داد، اما می‌دانست که نمی‌تواند آن‌ها را در فرآیند عادی‌سازی روابط با اسراییل نادیده بگیرد. دستیابی به توافقات این‌چنینی نیازمند ماه‌ها مذاکره پیچیده بود تا حداقل امتیازاتی برای فلسطینی‌ها جهت تشکیل کشور مستقل در نظر گرفته شود.

مک‌گورک در همین چارچوب تلاش می‌کرد مقدمات سفر یک هیات دیپلماتیک سعودی به رام‌الله را فراهم کند؛ سفری که قرار بود یک ماه پیش از حمله حماس در سال ۲۰۲۳ انجام شود و هدف آن، ارسال پیامی روشن درباره تعهد ریاض به حمایت از تشکیلات خودگردان فلسطین در قالب هرگونه توافق احتمالی با اسراییل بود.

«آیه المحیسن» رییس دفتر معاون رییس‌جمهور فلسطین (حسین الشیخ)، در این باره گفت: «ما معتقدیم دولت بایدن تلاش خود را کرد، اما از نقش فعال‌تر آن‌ها استقبال می‌کردیم، زیرا باور داریم که می‌توانستند اقدامات بیشتری انجام بدهند.» 

نهنگ سفیدی که غرق شد

بر اساس گفته چندین دیپلمات دولت بایدن، توافق دیپلماتیک میان اسراییل و عربستان برای مک‌گورک به نوعی «نهنگ سفید» تبدیل شده بود؛ اصطلاحی برگرفته از رمان «موبی‌دیک» که به وسواس سرنوشت‌ساز کاپیتان اهب در شکار نهنگی اشاره دارد و در نهایت منجر به نابودی او می‌شود.

برت مک‌گورک از ادامه مسیر منصرف نشد. در ۶ اکتبر ۲۰۲۳، او همچنان در حال نهایی‌کردن جزییات بیشتری با مقام‌های سعودی بود تا پیش از پایان دوره ریاست‌جمهوری بایدن، زمینه‌ای برای یک توافق احتمالی فراهم کند. اما همه این تلاش‌ها روز بعد، با حمله حماس تغییر یافت. با این حال، مک‌گورک به‌زودی تمرکز خود را به سمت مذاکره بر سر توافق تبادل گروگان‌ها معطوف کرد.

در اواخر نوامبر، او نقش مهمی در دستیابی به نخستین آتش‌بس در جنگ ایفا کرد. با این وجود، این توافق پیش از موعد فروپاشید و اسراییل عملیات نظامی خود را با شدت بیشتری از سر گرفت. تا روز شکرگزاری (Thanksgiving) برخی از مقام‌های کلیدی دولت بایدن به‌تدریج نسبت به نحوه واکنش اسراییل دچار تردید شدند. حملات هوایی اسراییل صدها زن و کودک را به کام مرگ می‌فرستاد.

در همین دوره، برخی از مقام‌های امریکایی بر این باور بودند که بایدن باید از اسراییل بخواهد جنگ را تا پایان سال متوقف کند. آنتونی بلینکن تا حدی با این دیدگاه همدل بود، اما به گفته چند مقام امریکایی مک‌گورک و جیک سالیوان و خود بایدن آمادگی چنین اقدامی را نداشتند. برخی از مقام‌های دولت امریکا پیشنهاد کردند که باید برای استفاده اسراییل از کمک‌های نظامی ایالات متحده شرط‌گذاری شود، اما دیگران از جمله مک‌گورک با این ایده مخالفت کردند و معتقد بودند چنین اقدامی می‌تواند دست اسراییل را در جنگ ببندد. مک‌گورک در این باره گفت: «هیچ راهی برای توقف جنگ بدون توافق برای تبادل گروگان‌ها وجود نداشت.» 

مک‌گورک در ماه‌های ابتدایی جنگ، برای تسریع روند ارسال تسلیحات به اسراییل تلاش کرد؛ از جمله ارسال موشک‌های «هل‌فایر» و بمب‌های سنگین ۲۰۰۰ پوندی که در حملات متعدد به کار رفتند و منجر به افزایش چشمگیر تلفات غیرنظامیان فلسطینی شدند. در همین دوره، ایالات متحده نیز به‌طور مداوم با اسراییل درباره ورود حجم گسترده کمک‌های غذایی و بشردوستانه به غزه درگیر بود. در طول جنگ غزه، منتقدان سیاست دولت بایدن چه در داخل و چه خارج از ساختار رسمی مک‌گورک را مقصر می‌دانستند. 

ردپای جاه طلب کاخ سفید در عراق

یک مقام ارشد سابق گفت که مک‌گورک یک «باورمند جدی به رئال‌پولیتیک» است و به خوبی می‌دانست که نتانیاهو «گوریل ۸۰۰ پوندی» در منطقه است. یکی از مقامات ارشد دولت بایدن که با مک‌گورک کار کرده درباره‌اش گفت: «او هر وضعیت را به شیوه‌ای آرامش‌بخش توضیح می‌دهد و همیشه از نظر تئوریک برای هر مساله‌ای راه‌حلی پیدا می‌کند. اما این راه‌حل‌ها همیشه در عمل جواب نمی‌دهند. برای تصمیم‌گیران اصلی، داشتن فردی که بگوید: «این مشکل است و این هم راه‌حل» فوق‌العاده موثر است. در مدیریت روابط پرتنش فرقه‌ای عراق، مک‌گورک از نزدیک با نوری‌المالکی، سیاستمدار شیعه‌ای که در سال ۲۰۰۳ از تبعید بازگشت و در سال ۲۰۰۶ نخست‌وزیر شد، همسو بود. المالکی از حامیان جدی شیعیان بود و همین امر موجب بی‌اعتمادی و فاصله گرفتن جوامع سنی و کرد عراق از دولت مرکزی شد. با این حال مک‌گورک از تلاش نوری‌المالکی برای کسب دوره دوم نخست‌وزیری در سال ۲۰۱۰ حمایت کرد و برخی او را به‌طعنه «نجواگر مالکی» می‌نامیدند. 

از نگاه مک‌گورک، همکاری با مالکی واقعیتی اجتناب‌ناپذیر است که نه از ترجیحات شخصی، بلکه از این واقعیت ناشی می‌شد که رهبر شیعه توانسته آرای لازم در پارلمان را برای بازگشت به مقام نخست‌وزیری کسب کند. جمهوری‌خواهان اما مک‌گورک را به‌دلیل ناکامی در استفاده از نفوذش برای رسیدن به توافقی جهت باقی ماندن نیروهای امریکایی در عراق، مورد انتقاد قرار دادند؛ توافقی که در نهایت باعث شد ایالات متحده تا پایان سال ۲۰۱۱ تمامی نیروهای خود را از عراق خارج کند.

حمایت مک‌گورک از مالکی و ناکامی در مذاکرات، زمانی دوباره به موضوع پرتنش تبدیل شد که اوباما در مارس ۲۰۱۲ او را برای تصدی سمت سفیر امریکا در عراق معرفی کرد. سناتورهای جمهوری‌خواه، از جمله جان مک‌کین، با این نامزدی مخالفت کردند و مک‌گورک را به‌دلیل اقدامات سیاسی‌اش در عراق به‌شدت مورد انتقاد قرار دادند. با این حال، مک‌گورک توانست از بحران عبور کند و دوباره درگیر حاشیه‌های سیاسی نشود. سال بعد، اوباما او را به عنوان معاون دستیار وزیر خارجه در امور عراق و ایران منصوب کرد؛ زمانی که داعش در حال گسترش نفوذ خود در شرق سوریه بود و تهدید می‌کرد که عراق را هم در اختیار می‌گیرد. 

چاقوی سوییسی

سخنگوی جان کری، وزیر خارجه وقت امریکا، مک‌گورک را «چاقوی سوییسی» خود می‌نامید؛ ابزاری چندکاره که می‌توانست در حل انواع بحران‌ها از آن استفاده کند. در حالی که دولت اوباما تلاش داشت نیروهایی را بیابد که بتوانند با موفقیت داعش را شکست بدهند، تمرکز خود را بر گروه کوچکی از نیروهای کرد سوری گذاشت که پیشینه‌ای پیچیده داشتند. این گروه، یعنی یگان‌های مدافع خلق (YPG) شبه‌نظامیان سوسیالیستی بودندکه ارتباط نزدیکی با حزب کارگران کردستان (PKK) داشتند؛ گروهی بزرگ‌تر که در چارچوب مبارزه چند دهه‌ای خود برای خودمختاری، در ترکیه دست به حملات تروریستی زده بود.

اتحادیه اروپا، ترکیه و ایالات متحده همگی پ‌ک‌ک را به عنوان یک سازمان تروریستی طبقه‌بندی کرده بودند. با این حال، تفاوت‌های میان PKK و YPG اندک بود. این نیروها در یک معنا در اردوگاه‌های کوهستانی شمال عراق آموزش می‌دیدند و گاهی حتی نیروهای مشترک داشتند؛ مساله‌ای که مرز میان گروهی را که کاخ سفید آن را تروریستی می‌دانست و نیرویی را که امریکا قصد داشت برای جنگ با داعش آموزش داده و تجهیز کند، مبهم می‌کرد.

مک‌گورک در واشنگتن مهم‌ترین حامی YPG بود و بارها از این گروه دفاع کرد و آن را نهادی جدا از PKK معرفی می‌کرد. این موضع‌گیری خشم شدید مقام‌های ترکیه را برانگیخت و روابط واشنگتن با رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهور ترکیه، را تا مرز فروپاشی پیش برد. مقامات امریکایی درگیر در این روند اذعان کرده‌اند که تفاوت میان این دو گروه تا حد زیادی ساختگی بوده؛ منابع دیپلماتیک نیز گفته‌اند که در همان زمان و حتی بعدها، به‌طور غیررسمی این نیرو را «میلیشای بریت» می‌نامیدند.

ترکیه این گروه تحت حمایت امریکا را متهم کرد که سلاح‌ها را به شاخه‌های هم‌پیمان خود یعنی PKK منتقل می‌کند و به‌شدت از دولت اوباما خواست مک‌گورک را از سمتش برکنار کند. در یکی از نشست‌ها با اوباما، به گفته حاضران، رجب طیب اردوغان آنقدر از دیدن مک‌گورک در جلسه خشمگین شد که خواستار کنار گذاشته شدن او شد. 

بیرون از کاخ سفید

مک‌گورک در دولت‌های بوش و اوباما، نقش موثری در پیشبرد سیاست‌های امریکا ایفا کرد، اما دوران ترامپ با چالش‌های جدی همراه بود. او به عنوان فرستاده ویژه، نظارت بر مقابله با داعش را بر عهده داشت و از معدود چهره‌های دولت اوباما بود که ترامپ او را حفظ کرد. ترامپ از مک‌گورک خواسته بود تا در تحقق «ضربه نهایی» به داعش نقش ایفا کند.

با این حال، در ۱۹ دسامبر ۲۰۱۸، در اوج نبرد با آخرین بقایای داعش در سوریه، ترامپ ناگهان دستور خروج ۲ هزار نیروی امریکایی را صادر کرد؛ نیروهایی که نقش حیاتی در عملیات ضدتروریسم داشتند. این تصمیم برای مک‌گورک بسیار تکان‌دهنده بود، زیرا احساس می‌کرد ایالات متحده در حال رها کردن نیروهای سوری است که بیشترین فداکاری را در این جنگ کرده بودند. 

در پی این تصمیم، جیم متیس، وزیر دفاع وقت امریکا، روز بعد استعفا داد. مک‌گورک نیز که پیش‌تر تصمیم گرفته بود چند ماه بعد دولت را ترک کند و به دانشگاه استنفورد برود، در همان مسیر قرار گرفت و از دولت کناره‌گیری کرد. رفتن مک‌گورک به کالیفرنیا، هرچند در نهایت کوتاه‌مدت بود، برای بسیاری از دیپلمات‌های حرفه‌ای در واشنگتن نوعی آسودگی تلقی شد؛ کسانی که او را به عنوان یک عامل اثرگذار اما مخرب بر سیاست خارجی امریکا می‌دیدند.

منتقدان به این نکته اشاره می‌کردند که مک‌گورک هرگز به‌طور روان عربی نیاموخت و بیشتر از آنکه با خیابان‌های پرتنش و واقعیت‌های اجتماعی خاورمیانه درگیر باشد، به ساختارهای قدرت نزدیک بود؛ مساله‌ای که به‌زعم آنان باعث شده تصویر او از منطقه دچار نوعی سوگیری شود. یکی از مقامات ارشد پیشین دولت در این باره گفته است: «فکر می‌کنم او فرد باهوشی است که در موضوعات مختلف فعال بوده. اما تصور نمی‌کنم کسی باشد که خاورمیانه را واقعا خوب بشناسد. او رهبران و مقام‌های دولتی را می‌شناسد، اما مردم را خارج از هتل‌ها یا ساختمان‌های دولتی نمی‌شناسد.»

در مقابل، مک‌گورک با چنین ارزیابی‌هایی مخالف بود و تأکید می‌کرد که سفرهای مکرر او به خطوط مقدم جنگ علیه داعش نشان می‌دهد که حاضر بوده برای پیشبرد منافع امریکا در خاورمیانه، شخصا نیز در معرض خطر قرار بگیرد. 

نقطه شکست

نارضایتی‌ها در دولت امریکا در یک آوریل ۲۰۲۴ به نقطه اوج رسید؛ زمانی که حمله هوایی اسراییل به کاروان کمک‌رسانی سازمان «World Central Kitchen» متعلق به سرآشپز مشهور خوزه آندرس را هدف قرار داد و منجر به کشته شدن شش امدادگر بین‌المللی و یک فلسطینی شد. اسراییل اعلام کرد که این حمله اشتباهی بوده. با این حال، این رویداد به تقویت مواضع کسانی در واشنگتن انجامید که خواهان محدود کردن ارسال تسلیحات امریکا به اسراییل بودند. یک ماه بعد، بایدن و تیمش بر سر طرحی محدود به توافق رسیدند که بر اساس آن، ارسال بمب‌های ۲۰۰۰ پوندی به اسراییل به‌طور موقت متوقف شود.

این یکی از مواردی بود که در آن، نگاه و رویکرد مک‌گورک پیروز میدان نبود. آموس هوخشتاین، یکی از مشاوران ارشد دولت بایدن که همکاری نزدیکی با مک‌گورک داشت، گفته: «میزان تخریب ضروری نبود، اما سطح و گستردگی تونل‌های حماس بسیار فراتر از چیزی بود که کسی تصور می‌کرد. وقتی احساس کردیم اسراییل دارد بیش از حد پیش می‌رود، واکنش نشان دادیم. تضمین می‌کنم اگر این کار را نمی‌کردیم، وضعیت به‌مراتب بدتر می‌شد».

دیوید ساترفیلد، دیپلمات باسابقه و فرستاده ویژه بایدن در امور کمک‌های انسانی غزه، اعلام کرده است که ابزارهای فشار دولت امریکا بر اسراییل برای اعمال نفوذ محدود بوده است. او، مانند مک‌گورک، با تعلیق یا توقف ارسال تسلیحات به عنوان اهرم فشار مخالف بود و معتقد بود بایدن سرمایه سیاسی کافی برای اعمال فشار موثر و علنی بر نتانیاهو جهت تغییر رویکرد را نداشت. 

نیروی محرک اسراییل

در روزهای پایانی مسوولیت مک‌گورک در کاخ سفید، او با تیم ترامپ نیز همکاری‌هایی داشت و با سفرهای متعدد به خاورمیانه، تلاش‌ها برای میانجی‌گری آتش‌بس را تسریع بخشید. این توافق که در واپسین روزهای ریاست‌جمهوری بایدن اجرایی شد، تنها دو ماه دوام آورد و پس از آن، عملیات نظامی اسراییل از سر گرفته شد. در اکتبر ۲۰۲۵، توافق گسترده‌تری میان اسراییل و حماس بر سر آتش‌بس حاصل شد که طی آن، حماس گروگان‌های باقی‌مانده از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را آزاد کرد.

با این حال، نوار غزه همچنان شاهد درگیری‌ها و خشونت‌های مرگبار است؛ به‌طوری‌که بیش از نیمی از منطقه تحت کنترل نیروهای اسراییلی قرار دارد و حماس نیز در بخش‌های خارج از کنترل اسراییل در حال بازسازی نفوذ خود است. در نهایت، مسائل اساسی که منجر به آغاز جنگ در غزه شدند، همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند. 

بسیاری از مقام‌های ارشد دولت بایدن که در شکل‌دهی به واکنش امریکا به رویدادهای ۷ اکتبر نقش داشتند، پس از ترک دولت، بر اساس اظهارات علنی خود، با تردیدها و تاسف‌های جدی نسبت به عملکردشان مواجه شدند. جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی؛ جان فاینر، معاون او در کاخ سفید؛ و فیلیپ گوردون، مشاور امنیت ملی کامالا هریس، همگی با بازنگری گذشته معتقدند می‌توانستند برای مهار اسراییل و جلوگیری از تلفات بیشتر فلسطینی‌ها در غزه اقدامات بیشتری انجام دهند. اما مک‌گورک چنین دیدگاهی ندارد.

برخی مقام‌های امریکایی معتقدند مک‌گورک نفوذی بیش از حد بر تصمیم‌سازی‌های دولت بایدن داشته است. یکی از مقام‌های ارشد پیشین دولت بایدن گفته است: «من درباره سیاست خاورمیانه‌ای خودمان تاسف‌های زیادی دارم و سخت است مک‌گورک را چیزی جز نیروی محرک اصلی این سیاست نبینم. این تصور که رییس‌جمهور در مسائل تاکتیکی غیرقابل تغییر بود، به نظر من درست نیست.» 

اما برخی دیگر از مقام‌های دولت تأکید کرده‌اند که گزینه‌های سختگیرانه‌تری برای فشار بر اسراییل به بایدن ارایه شده بود، اما او آن‌ها را نپذیرفت. یکی از این مقام‌های ارشد گفته: «در نهایت، جو بایدن از اختلاف‌نظرهای جدی درباره میزان اعمال فشار و توقف تسلیحات بی‌اطلاع نبود. او تصمیم‌هایش را خودش گرفت.» 

مک‌گورک در سال ۲۰۲۵ به سرعت از کاخ سفید خارج شد. سه هفته پس از آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ، او به عنوان شریک به شرکت سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر «لوکس کپیتال (Lux Capital) پیوست. مدتی بعد نیز به‌طور منظم به عنوان تحلیلگر مسائل جهانی در شبکه CNN ظاهر شد.

مک‌گورک درباره کارنامه خود همچنان موضعی دفاعی دارد. او در ژوئن ۲۰۲۵ گفته: «از منتقدان این سوال را دارم: جایگزین چه بود؟ جایگزین نقشه آتش‌بس و آزادی گروگان‌ها چه بود؟ صادقانه بگویم، پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای نمی‌شنوم. فکر می‌کنم باید عملکرد را بر اساس نتایج کلی ارزیابی کرد.»

تبلیغات
منبع :
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات