آیا هنر روحانی بود که با 41.4 میلیارد دلار درآمد نفتی ، ارزش پول ملی را روی دلار 3500 تومان تثبیت کرده بود یا هنر رئیسی است که با 42.6 میلیارد دلار درآمد، دلار را به 48 هزار تومان رسانده است؟!
۵۲۰۶ مطلب
آیا هنر روحانی بود که با 41.4 میلیارد دلار درآمد نفتی ، ارزش پول ملی را روی دلار 3500 تومان تثبیت کرده بود یا هنر رئیسی است که با 42.6 میلیارد دلار درآمد، دلار را به 48 هزار تومان رسانده است؟!
وزیر خارجه امریکا درباره برجام گفت: هم اکنون مذاکرات احیای برجام و هستهای وجود ندارد / قطعا هرتوافقی با ایران باید اهداف امنیتی ما را حفظ کند و منافع ما را برآورده سازد.
صالحی گفت: کلام آخر که به نظر بنده امر مهمی است و آن اینکه ما در دوران و عصر روایت گری (narration) و تصویرسازی (image building) قرار گرفتهایم. هر کشوری که بتواند با زبان قابل فهم و قابل هضم و لین برای نسل پرسشگر امروز روایت خودش را از آینده مطلوب جهان و چگونگی شکل گیری آن و تصویری منطقی و قابل پذیرش از مسؤلیت پذیری خودش در ارتباط با ملتش و جامعه جهانی ارائه کند یقینا گوی سبقت را برده است و بالطبع جایگاهی درخور و نقش آفرین در عرصه جهانی خواهد یافت.
در حالی که مذاکرات احیای برجام بیش از یک سال است در بلاتکلیفی به سر میبرد، مرخصی اجباری و ناگهانی مذاکرهکننده ارشد آمریکا در بحث هستهای، سرنوشت توافق هستهای ۲۰۱۵ را بیش از پیش به محاق برد.
طرفین به این نتیجه رسیدهاند که باید «راهحلی حداقلی» برای عبور از بحران بیابند؛ راهحلی موقتی که شاید طرفین شکلگیری برجام را به این نتیجه رسانده باشد که در شرایط فعلی، بودن برجام به نبودناش بیشتر میارزد.
آذر منصوری نوشت: چه در قالب برجام و چه توافق موقت اگر مذاکرات به نتیجه نرسد و پرونده ایران بار دیگر به شورای امنیت ارجاع شود، دیگر با یک برجام و دو برجام و چند برجام هم نمیتوان از این مهلکه جان سالم به در برد.
پرونده هستهای ایران یکی از چالشبرانگیزترین و پرفرازونشیبترین و پیچیدهترین مذاکرات دیپلماتیک تاریخ بوده است.
خروج امریکا از برجام بر بستر تحولاتی صورت گرفت که در ایران، جریانات رقیب و مخالف برجام، آنها را تدارک دیده بودند. بدون تردید یکی از دلایل آن همین اشتباهات داخلی و برخی تنگنظریهای سیاسی بود.
کنعانی: تحریمهای یکجانبه بعنوان یک ابزار غیرقانونی توسط دولت ایالات متحده و شرکا اروپایی آن علیه ملت ایران استفاده شده است.
شاید در قرن بیستم اگر تصمیم اشتباهی گرفته میشد و زمان از دست میرفته هزینه از دست رفتن زمان به اندازه ۵ تا ۱۰ سال از دست دادن زمان بود، اما اکنون، اگر زمان را از دست بدهید، ممکن است فرصت از دست رفته دیگر امکان بازگشت یا رقابت را نداشته باشد. به همین دلیل است که تصمیمات باید به هنگام و عقلانی گرفته شود تا زمان را از دست ندهیم. ما دیگر فرصتی برای اشتباه نداریم. در هر تصمیمی که دولتها میگیرند، مردم چارهای برای تطابق خود با این تغییرات ندارند و زمانی که تصمیم تغییر میکند، یک هزینه بازگشت نیز…