اکنون تنگه هرمز برای ایران، علاوه بر بازدارندگی، جنبهای «تهاجمی» به خود گرفته است. وابستگی اقتصاد و امنیت جهانی به منابع انرژی، ناگزیر کشورها را وادار میکند تا ملاحظات ایران را در نظر گرفته و ارتباطات سیاسی و اقتصادی خود را بر اساس آن تنظیم کنند.
۲۵۱ مطلب
اکنون تنگه هرمز برای ایران، علاوه بر بازدارندگی، جنبهای «تهاجمی» به خود گرفته است. وابستگی اقتصاد و امنیت جهانی به منابع انرژی، ناگزیر کشورها را وادار میکند تا ملاحظات ایران را در نظر گرفته و ارتباطات سیاسی و اقتصادی خود را بر اساس آن تنظیم کنند.
حمله ایران و اسرائیل به میادین گازی خلیج فارس، شوک عرضه انرژی و تورم جهانی را رقم زده است. بازسازی تأسیسات تا پنج سال طول میکشد. فدرال رزرو ناگزیر به افزایش نرخ بهره است که بازپرداخت بدهی دلاری کشورهای فقیر را گرانتر میکند. سهم کشورهای در تنگنای بدهی از ۲۴ به ۵۴ درصد رسیده است. چین بزرگترین وامدهنده با ۱۴۷ میلیارد دلار است، اما اختلاف داخلی بازسازی بدهی را به تأخیر میاندازد.
در صورتی که اختلال در تنگه هرمز ادامه یابد، برخی تحلیلهای بینالمللی سناریویی را مطرح کردهاند که در آن قیمت نفت میتواند به محدوده ۱۵۰ تا حتی ۲۰۰ دلار برای هر بشکه برسد؛ سطحی که میتواند اقتصاد جهانی را با خطر رکود مواجه کند
بسته شدن تنگه هرمز از آغاز جنگ، تاثیر بالایی را بر بازارهای انرژی و محصولات کشاورزی داشته است
در این جهان باید صبر و اعتدال را پیش گرفت، چراکه به تعبیری نه با گسست رادیکال و نه بازگشت نوستالژیک نمیتوان بار خود را به مقصد رساند؛ همان کاری که کشورهای دور و برمان کردهاند و میکنند، از ترکیه و عربستان و امارات تا قطر و مصر و…. چرا میخواهیم تافته جدا بافته باشیم؟!
براساس پیشبینی صندوق بینالمللی پول رشد اقتصادی در سال 2026 تقریباً 3.1 درصد خواهد بود
همه باید این مساله را در ذهن داشته باشند که قوانینِ تنظیمی و کنترلگر بیش از همه در شرایط باثبات است که کارکرد دارند. اینکه برخی می گویند این قواعد کافی است و می توانند مانع از بحران ها شوند، بسیار غلط است. نباید از مولفه های مختلف بحرانزا که ثبات اقتصادی را بر هم می زنند غافل شد.
استفان والت در این مقاله تاکید می کند که جهانیسازی جای خود را به حمایتگرایی داده و نهادهای بینالمللی نسبت به گذشته ضعیفتر شدند. سهگانه هراس یعنی بحرانهای اقتصادی، تغییرات اقلیمی و رقابت قدرتهای بزرگ همراه با تروریسم، مهاجرت و همهگیریها، فضای جهانی را پر از ناامنی و ترس کرده است. این ترسها ابزار دست خودکامگان برای تمرکز قدرت و تضعیف دموکراسی شده و مردم، بهجای بررسی عقلانی واقعیتها، به وعدههای فریبنده اقتدارگرایان پناه بردهاند.
ایالات متحده که زمانی معمار اقتصاد آزاد جهانی بود، اکنون با سیاستهای تعرفهای دولت ترامپ، مسیر هشتاد ساله حمایت از تجارت آزاد را معکوس کرده است. این چرخش نهتنها بار هزینهها را بر دوش مصرفکنندگان آمریکایی میگذارد، بلکه نظم اقتصاد جهانی را دگرگون میکند؛ بهطوریکه شرکتها به جای رقابت سالم، مجبور به لابیگری و تطبیق با سیاستهای دلبخواه دولتها میشوند.
دولت ترامپ با هدف مهار چین، کشورهای جنوبشرقی آسیا را به ساخت «دیوار اقتصادی» علیه پکن واداشته، اما کشورهای آسیایی همزمان به دنبال تقویت تجارت و خوداتکایی منطقهای هستند. باوجود رشد چشمگیر تجارت درونآسیایی و نفوذ روزافزون محصولات چینی، وابستگی به بازار عظیم آمریکا همچنان برقرار است. نتیجه آنکه هیچ دیوار واقعی، نه علیه چین و نه علیه آمریکا، فعلاً قابل تحقق نیست و وابستگی متقابل ادامه خواهد یافت.