هشدار ولایتی به دولتهای امارات و لبنان: از تجربیات گذشته درس بگیرید
علیاکبر ولایتی، با اشاره به نقش امارات در حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، ضمن هشدار به دولتهای امارات و لبنان تأکید کرد که از تجربیات گذشته درس گرفته و روشهای زیانبار را کنار بگذارند.
علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر انقلاب در گفت و گویی اشاره کرد: تجربه تاریخی لبنان پیش روی ماست. نگاه کنید؛ هر زمان دولتی در لبنان با مقاومت همسو بوده (مانند دوران سلیمان فرنجیه)، ثبات و عزت ملی حفظ شده است.
به گزارش فارس، مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
دولت امارات از اقدامات زیانبار علیه مردم ایران و جهان اسلام دست بردارد
فارس: جناب آقای دکتر، اولین سوال را با موضوع امارات آغاز کنیم، کشوری که در جنگ تحمیلی رمضان و تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به کشورمان، شیطنتهایی را علیه ما داشت و حتی در یک مورد دیدیم سفیر امارات در آمریکا در یادداشتی از تمایل این کشور به ادامه جنگ ایران سخن گفت و ادعاهای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را تکرار کرد. شما به عنوان کسی که حدود چهار دهه مناسبات با امارات را رصد کردهاید، ریشه این تغییر رفتاری که از شیخ زاید به محمد بن زاید رسیده را در چه میدانید؟
ولایتی: در ابتدا به دولت امارات تذکر میدهم که از اقدامات زیانبار علیه مردم ایران و جهان اسلام و رفتارهای مغایر با برادری و اخوت اسلامی دست بردارد.
پیشتر در ماههای اخیر ناچار شدم بخشی از اقدامات ضداسلامی این دولت را افشا کنم. در آن زمان، دولت امارات با توهماتی غیرقابل باور، به کشتار مسلمانان یمن و سودان دست زد و جزیره سقطری را به نفع آمریکاییها تصرف کرد.
امارات با ابزار و منافع آمریکا، صهیونیستها و انگلیسیها اقدام کرده و هزاران مسلمان را به شهادت رسانده است.
در این شرایط روشن شد که دولت امارات بیشترین خدمت، یعنی بیشترین خیانت، را به آنان علیه ایران ارائه داده است.
در جنگ تحمیلی اخیر، مجموعه آمریکا و صهیونیستها با اقدامات خود پرده از ظرفیتهای عظیم ایران برداشتند، تا جایی که آمریکا ناچار به عقب نشینی شد و پیشنهادهای جمهوری اسلامی را پذیرفت. در نهایت آشکار شد که قدرت آمریکا همچون بادکنکی در برابر توان ملت ایران فروریخته است.
انتظار میرفت و میرود که دولت امارات متحول شده، با واقعیات موجود روبرو گردد و آگاه شود که میلیاردها دلار از بیتالمال مسلمانان را برای آمریکا هزینه کرده است، آن هم به امید حمایت آنان و افزون بر این، در مسیر خوشخدمتی به آمریکا و صهیونیستها، میلیونها مسلمان بیگناه در سوریه، سومالی، سودان، یمن، لیبی و… کشته شدهاند که خداوند تبارک و تعالی جزای آن را خواهد داد.
اکنون پس از شکست دو جنایتکار بینالمللی یعنی آمریکا و رژیم صهیونی هر فرد با حداقل عقل درمییابد که وقتی امیدی به آنان نیست، باید در جهت جبران گذشته اقدامی انجام شود.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری مقتدر با تاریخ کهن، همواره تلاش کرده است به همسایگان خود کمک کند.
با توجه به ادامه مسیر و سیاستی که با تبعیت از امام شهید و روش بزرگوارانه حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب، نسبت به همسایگان مسلمان داشته و دارند، با نگاه عطوفت و اغماض به گذشته مینگرد.
ایران ضمن چشمپوشی از گذشته، خواستار روابط دوستانه و برادرانه بر اساس اخوت و همسایگی است؛ مشروط به پایان دادن به هرگونه وابستگی به دولتهای استثمارگر مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی.
چگونه «سپاه بدر» در دل جنگ تحمیلی متولد شد؟
فارس: آقای دکتر، با توجه به وضعیت کنونی، آن دسته از تحلیلگرانی که زمانی شعار «اسرائیل باید از بین برود» را غیرواقعبینانه مینامیدند، امروز چه پاسخی دارند؟ به نظر شما کدام تحول میدانی بیش از همه محاسبات آنها را بر هم زده است؟
ولایتی: یکی از دستاوردهای بزرگ جمهوری اسلامی ایران، بر اساس دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (رحمهالله علیه)، این بود که پایه و اساس انقلاب اسلامی از ابتدا به شکلی محکم بنا نهاده شد. ایشان جملاتی ساده اما بسیار پرمحتوا و راهبردی بیان میکردند. از جمله تأکید ایشان بر این موضوع که اسرائیل باید از بین برود؛ موضوعی که بارها قبل و بعد از انقلاب تکرار میکردند و برخی سیاستمداران و تحصیلکردگان علوم سیاسی آن را جدی نمیگرفتند و به عنوان آرمانگرایی غیرعملی با دیده تردید به آن مینگریستند.
با این حال امام شهید ما در دوران ریاستجمهوری، این سخن امام را به طور عملی دنبال کردند و اینجانب نیز در هشت سال نخست مسئولیت خود به عنوان وزیر امور خارجه، افتخار داشتم در خدمت ایشان موضوع حکومتهای اسلامی و ایجاد جبهه مقاومت را پیگیری کنم.
به عنوان مثال در موضوع عراق ایشان از ابتدای جنگ تحمیلی پایهگذار و تقویتکننده تشکیل مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق بودند. در این مسیر، شخصیتهایی همچون مرحوم آیتالله هاشمی شاهرودی (از شاگردان شهید صدر)، آقای نوری مالکی و ابراهیم جعفری (از حزبالدعوه)، و نیز آیتالله محمدباقر حکیم و مرحوم سید عبدالعزیز حکیم (از خانواده بزرگ و محترم حکیم) در این مجموعه نقش داشتند.
بر اساس آماری که اینجانب در منزل شهید حکیم مشاهده کردم، فقط در آن خانواده ۶۴ نفر به دست رژیم صدام به شهادت رسیدند. این مجموعه تحت عنوان «مجلس اعلای انقلاب اسلامی» در کنار حزبالدعوه شکل گرفت.
اقدامات امام شهید تنها محدود به سازماندهی سیاسی گروههای عراقی نبود. در دوران جنگ تحمیلی، ایشان «سپاه بدر» را با حضور مجاهدین داوطلب عراقی تشکیل دادند؛ نیرویی که بعدها به عنوان یکی از باقیاتالصالحات ایشان، نقشی اساسی در تحولات عراق ایفا کرد. این نیروها در مرزهای ایران علیه ارتش صدام میجنگیدند.
پس از جنگ و بهویژه پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ (توسط دولت بوش پسر) با تصور دستیابی به منابع عظیم طبیعی، نفت و گاز عراق، عرصه جدیدی پیش آمد. یکی از اقدامات مهم ایشان پس از این تحولات، ایجاد زمینه همگرایی نیروهای مبارز و معارض عراقی بود. این کار با هدایت رهبری معظم و با تکیه بر حضور و نقش سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی (فرمانده نیروی قدس و نماینده ایشان در عراق) انجام شد.
نخستین تجمع مبارزین در عراق و اقلیم کردستان شکل گرفت و با سازماندهی سپاه بدر و جوانان انقلابی عراق، مقدمات تشکیل «حشد الشعبی» فراهم شد.
با آموزشهای نظامی سرداران رزمدیده سپاه پاسداران و تلاش جوانان عراقی، این نیروها توانستند در برابر آمریکا مقاومت کنند. حتی در مقطعی، یک لشکر از نیروهای عراقی و آمریکایی حرم امیرالمؤمنین را محاصره کرد، اما نیروهای عراقی تحت فرمان مقتدی صدر جنگیدند و آمریکا در آن درگیریها ناکام ماند.
به لطف خداوند، پیش از تشکیل دولت، قانون اساسی عراق تدوین شد. بدون تردید، با نظارت حضرت آیتالله سیستانی و هدایتهای راهبردی ایشان، روند تشکیل حکومت جدید به وسیله امام شهید هدایت شد و برای نخستین بار در تاریخ عراق، این مسیر با چنین چارچوبی پیش رفت.
بر اساس توافقات انجامشده، گروههای شیعه، سنی و کرد هرکدام سهمی در ساختار حکومتی عراق دریافت کردند. از آن پس مقرر شد که رئیسجمهور از برادران کرد، رئیس مجلس از برادران عرب اهل سنت و نخستوزیر از برادران شیعه باشد (زیرا حدود ۶۵ درصد مردم عراق شیعه هستند). به همین دلیل، دولت به شکل پارلمانی تشکیل شد نه ریاستی. نخستین نخستوزیر آقای دکتر جعفری بود
پس از ایشان، افرادی از مبارزان سابق که مورد حمایت ایران بودند، مانند آقایان مالکی، عبادی، عادل عبدالمهدی، کاظمی و سودانی به قدرت رسیدند.
در این میان، آمریکاییها که از حکومت کنار گذاشته شده بودند، با اعمال فشار باعث استقرار ناتو و پایگاههای خود در عینالاسد و شمال عراق (نزدیک مرز سوریه) شدند. در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس توسط آمریکاییها ترور شدند. آمریکا ضربه سنگینی را وارد کرد، اما مجلس عراق تصویب کرد که نیروهای آمریکایی باید از عراق خارج شوند.
زمانی که آمریکاییها با این مصوبه مجلس مواجه شدند، عقبنشینی خود را با انعقاد قراردادهای نفتی در عراق جبران کردند. سپس همان کاری را که انتظار میرفت تکرار کردند و با استفاده از حضورشان در عراق، نقش اساسی در تضعیف حکومت بشار اسد و زمینهسازی برای قدرتگیری نفر دوم داعش در عراق (یعنی جولانی) در سوریه ایفا کردند.
نهایتاً با دخالت آمریکا، کمک برخی همسایگان سوریه و مجموعه اقداماتی که انجام شد، سوریه تجزیه شد و بخشی از آن به اشغال صهیونیستها درآمد.
آمریکاییها با دخالت اسرائیل و با استفاده از اهرم پرونده اپستین (که توسط موساد و با جمعآوری مدارکی علیه برخی مسئولان غربی از جمله ترامپ شکل گرفته بود)، توانستند ترامپ را وادار کنند که دو بار علیه ایران وارد جنگ شود.
جنگ دوم همان جنگ اخیر بود که در آن یکی از احفاد سامری، مولای بزرگ ما را شهید کرد. اما همین حادثه موجب عنایت و اتحادی بیسابقه شد. به برکت خون مقتدای شهید و ایجاد انگیزهای قوی در نیروهای نظامی، نتیجه آن شد که نه تنها آمریکا و اسرائیل با شکست مواجه شدند، بلکه آمریکا دیگر ابرقدرت محسوب نمیشود و اسرائیل نیز موجودیتی در حال زوال دارد و جمهوری اسلامی ایران براساس فرمایش قائد شهید و معظم ما به قدرت چهارم جهان و قطب اسلامی تبدیل گردید، امید است که این روند، مقدمه نابودی کامل رژیم سفاک صهیونی باشد و زودتر از زمانهایی که وعده داده شده، به پایان خود برسد.
واقعاً موجب تأسف است که دولت کنونی امارات، که باعث هدر رفتن ثروت مردم مسلمان آن کشور و ریخته شدن خون مسلمانان بسیاری از کشورهای منطقه شده، چنین اقداماتی انجام میدهد. اینجانب با توجه به سابقه طولانی حضور در سیاست خارجی (از جمله ۱۶ سال وزارت امور خارجه و ۲۸ سال سمت مشاور مقام معظم رهبری، شهید مقتدای ما)، در جریان جزئیات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران هستم و مناسبات با امارات را طی ۴۴ سال گذشته به خوبی میشناسم.
در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، موضع امارات، برخلاف کویت و عربستان، کاملاً بیطرفانه و ناشی از تدبیر مرحوم شیخ زاید بود. به طوری که پس از پایان جنگ، زمانی که صدام حسین به کویت حمله کرد (صدام در آخرین نامهای که به مرحوم هاشمی نوشته است از خور عبدالله تا راس مسندم را جز مناطق تحت حکومت خود میخواست و این ۸۰۰کیلومتر را به نام خود سند زده بود) و آنجا را اشغال نمود و سپس به دنبال اشغال شرق عربستان، بحرین، امارات و قطر برآمد، رفتار شیخ زاید بسیار قاطع و تند بود و همین سیاست در نهایت به آتشبس انجامید.
متأسفانه پس از رحلت مرحوم شیخ زاید مشاهده شد که دولت کنونی (محمد بن زاید) مسیر را تغییر داد. این تغییر در رفتار امارات نسبت به ایران آشکار شد؛ در حالی که ایران همیشه حامی کشورهای خلیج فارس بوده است، امارات با تحریک دشمنان قسمخورده مسلمین (یعنی صهیونیستها و آمریکاییها)، برخورد نامطلوبی در پیش گرفت.
سابقه حمایت ایران از اعراب منطقه حتی به دوران پیش از اسلام بازمیگردد؛ زمانی که در دوره انوشیروان عادل، سیف بن ذییزن پادشاه یمن به دلیل هجوم لشکر حبشه و اشغال سرزمینشان از او درخواست کمک کردند.
اینها همان «اصحاب فیل» هستند که در قرآن کریم از آنان نام برده شده است. ماجرا از آنجا آغاز شد که یکی از اعراب در کلیسایی در حبشه (اتیوپی کنونی) خطایی کرد و پادشاه حبشه که مسیحی بود، لشکری به فرماندهی «ابرهه» روانه کرد. آنان از بابالمندب عبور کرده و به سمت خانه کعبه آمدند تا به آن حمله کنند.
از آنجا که در آفریقا فیل در جنگلها بسیار رایج بود، فیلهای بسیاری با خود آوردند؛ اما خداوند برای نجات کعبه، «ابابیل» را فرستاد و سوره فیل نیز درشان این واقعه در زمان رسول خدا نازل شد. خداوند میفرماید که ابابیل پرندگانی کوچک بودند که گلگداخته در منقار داشتند. از سوی دیگر، در کتب و منابع تاریخی ما آمده که رسول اکرم میفرمایند: «من خوشحالم در زمان پادشاهی عادل (انوشیروان) به جهان گشودم». ابرهه به هدفش نرسید، اما قصد اشغال یمن را کرد؛ در این زمان انوشیروان، «وهرز» را با ۸۰۰ نفر روانه کرد تا به آنان کمک کند. آنان در کنار بابالمندب پهلو گرفتند، وهرز قایقها را آتش زد و گفت که پشت سر دریا و پیش روی ما دشمن است، آنها با شجاعتی مثال زدنی با سپاه ابرهه جنگیدند و بدین ترتیب حکومت یمن نجات یافت.
در دوران صفویه و در زمان شاه اسماعیل، پرتغالیها در سال ۱۴۹۲ از «دماغه امید نیک» گذشتند. کاشف اصلی این دماغه «ابنماجد» بود که از شیعیان محسوب میشد، اما رهبران پرتغالی این کشف را به نام خود تمام کردند و مدعی شدند که رهبر آنان «واسکو دو گاما» آن را کشف کرده. آنان مسقط، هرمز و گمرون (بندرعباس فعلی) را اشغال کردند.
این اشغال ۱۱۰ سال (بیش از یک قرن) به طول انجامید تا اینکه شاه عباس صفوی با فرماندهی «امامقلیخان» لشکری فرستاد. در آن زمان، کمپانی هند شرقی نیروی دریایی قدرتمندی داشت؛ شاه عباس آنان را مجبور کرد که به او کمک کنند. با همکاری نیروی دریایی آنان و نیروی زمینی ایران، حملهای صورت گرفت و گمبرون، هرمز و مسقط آزاد شدند. شاه عباس پس از این پیروزی، مسقط را به عمانیها بازگرداند. همچنین در زمان نادرشاه، هنگامی که «نجدیها» به مسقط حمله کرده و عمان را تصرف کردند، نادرشاه به کمک آنان شتافت و آنجا را آزاد کرد. اینها همگی مستنداتی است که نشان میدهد ایران همیشه به برادران عرب منطقه کمک کرده است.
اکنون نیز به دولت امارات نصیحت میکنیم که از کرامت و بزرگواری جمهوری اسلامی استفاده کرده و از توسل به دشمنان اسلام دست بردارند و بیجهت با سخنان بیپایه، خود را مضحکه محافل سیاسی نکنند. سه جزیره (ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) متعلق به ایران است. حتی تا زمان ناصرالدین شاه که این جزایر مورد تصرف انگلیس قرار گرفت، اتابک به آنجا رفت و پرچم ایران را برافراشت. باید یادآور شد که سال تأسیس کشور امارات ۱۹۷۱ است، در حالی که این سه جزیره قدمتی بیش از ۵۰۰۰ سال دارد و در نقشههای وزارت انگلیس نیز در قلمرو کشورمان بوده و بر ایرانی بودن آنها تأکید شده است.
در آرشیو وزارت خارجه نیز این نقشهها موجود است و پیشنهاد این است که سایر کشورها، همانگونه که پیش از این اطلاع داده شد، همکاری خود را با جمهوری اسلامی ایران آغاز کنند.
موساد با پرونده اپستین، ترامپ را وادار به جنگ با ایران کرد
فارس: به نظر شما ریشه اصلی تغییر رفتار در امارات، چه عاملی است؟ آیا صرفاً تحریک آمریکا و اسرائیل بوده یا محاسبات راهبردی متفاوت امارات نسبت به تهدیدهای منطقهای نیز در این تغییر نقش داشته است؟
ولایتی: اول باید تأکید کنم که جمهوری اسلامی ایران هیچ انگیزه یا نیازی برای تعرض به خاک همسایگان ندارد و ما همواره به همسایگان خود کمک کردهایم و بیایید به دوستیهای پیشین بازگردیم و سوابق را فراموش کرده، بیگانگان و سلطهجویان را از منطقه خارج نموده و صفحهای جدید در روابط همسایگی و منطقهای رقم بزنیم.
نتایج این همکاری، انشاءالله، چنین خواهد بود:
اول؛ در حوزه دفاعی، جمهوری اسلامی ایران هر نوع کمکی را که لازم باشد ارائه خواهد داد.
دوم هم اینکه امروز جمهوری اسلامی ایران از نظر قدرت نظامی، علمی و تکنولوژی در میان کشورهای برتر قرار دارد و ما آمادگی کامل داریم که هر نوع کمک در حوزههای دفاعی و فناوری که نیاز داشته باشید، با شما به اشتراک بگذاریم و در این زمینه مشارکت کنیم.
ضمن آنکه از جمله نتایج این پیروزی آن است که، همانطور که امام شهید ما حدود چهار سال قبل فرمودند، در آینده قطب اسلامی تشکیل خواهد شد و این امر قطعی است؛ قدرت اول منطقه، یکی از قدرتهای جهان خواهد شد.
از جمله نتایج ارزشمند این جنگ عظیم رمضان علیه کفار و فاسقان اپستین و صهیونیستها، آن است که موجب شد شرایط پیشنهادی ایران پذیرفته شود؛ از جمله این شرایط، حمایت قطعی ایران از مقاومت است که شامل عراق، فلسطین، لبنان و یمن میباشد.
خوشبختانه، در جریان دفاع جانانه نیروهای دفاعی ایران، پایگاههای آمریکایی در عراق، اردن و سایر کشورهای منطقه از بین رفته است. لذا نتایج حاصل برای مردم عراق، به برکت این جهاد بزرگ و خون رهبر شهید، آن است که آمریکا دیگر نمیتواند در عراق فشار بیاورد یا در مورد چگونگی فروش نفت تصمیم بگیرد و برای آینده مردم این کشور تعیین تکلیف نماید. از سوی دیگر، کسانی که در شمال عراق و در اقلیم، مرکز توطئهای تشکیل داده بودند و پایگاه مهم آمریکاییها را در همان منطقه مستقر کرده بودند، شکست خوردند؛ مردم عراق و ایران، با کمک رزمندگان ارتش و سپاه جمهوری اسلامی ایران، توانستند آن پایگاه را نابود کرده و همچنین سفارت آمریکا در بغداد را از بین ببرند.
نتیجه آنکه امروز مردم عراق آزادیشان از حکومت صدام را مدیون امام شهید میدانند و از فشار ناتو، صهیونیسم و آمریکا رها شدهاند. انشاءالله، در نظر داریم پایههای مقاومت عراق را محکمتر نماییم. یادآور میشود که انشاءالله فلسطین، اعم از ساحل غربی، غزه و کل منطقهی ۱۹۴۹، به زودی آزاد خواهد شد و مسلمانان، به امامت حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظهالله تعالی) در قدس نماز خواهند گزارد. همچنین، یمن امروز در منتهای جنوبی دریای سرخ، با تسلط کامل بر بابالمندب، آن منطقه را به جبهه جنوبی مقاومت تبدیل کرده است و خداوند متعال مردم یمن و انصارالله قهرمان را از هر گزندی حفظ نماید. انشاالله
تبیین ابعاد آتشبس راهبردی و پیروزی جبهه مقاومت
فارس: آقای دکتر، با توجه به برقراری آتشبس اخیر در جبهه لبنان، ارزیابی جنابعالی از این تحول چیست؟ آیا این یک توافق سیاسی است یا یک پیروزی میدانی؟
ولایتی: پیروزی درخشان و عزتآفرین مقاومت اسلامی حزبالله را به رزمندگان دلاور، ملت شریف لبنان و امت اسلامی تبریک عرض میکنم. این آتشبس، نه محصول یک تفاهم دیپلماتیکِ متوازن، بلکه ثمره تحمیل اراده مقاومت بر اراده اشغالگران بود. ما شاهد بودیم که ائتلاف غربی-صهیونیستی با تمام توان نظامی و تکنولوژیک خود به میدان آمد، اما در مقابل سد استوار «ایمان» و «انضباط تشکیلاتی» شکست خورد.
فارس: در صحبتهایتان به تداوم قدرت حزبالله اشاره کردید. نقش رهبری را در این دوره انتقالی چطور میبینید؟
ولایتی: نکته بسیار مهمی را اشاره کردید. لازم است اینجا از مجاهدتها و مدیریت هوشمندانه جناب آقای حجت الاسلام والمسلمین شیخ نعیم قاسم تقدیر و تشکر ویژهای داشته باشم. ایشان در یکی از سختترین برهههای تاریخی، پس از شهادت جانسوز سید حسن نصرالله، سکان این حرکت عظیم را با درایت به دست گرفتند. پایداری حزبالله و فلج ماندن شمال سرزمینهای اشغالی ثابت کرد که ساختار این جنبش، قائم به شخص نیست، بلکه نهادی است ریشهدار که تحت هدایت ایشان، موازنه قدرت را به نفع ملت لبنان حفظ کرد.
هر زمان دولتی در لبنان با مقاومت همسو بوده ثبات و عزت ملی حفظ شده است
فارس: برخی معتقدند وابستگی به قدرتهای خارجی راه نجات لبنان است. نظر شما به عنوان یک دیپلمات باسابقه در این باره چیست؟
ولایتی: تجربه تاریخی لبنان پیش روی ماست. نگاه کنید؛ هر زمان دولتی در لبنان با مقاومت همسو بوده (مانند دوران سلیمان فرنجیه)، ثبات و عزت ملی حفظ شده است. اما هرگاه جریانهایی مثل آلحریری یا برخی چهرههای فعلی نظیر جناب نواف سلام، مسیر وابستگی به فرانسه و سعودی را در پیش گرفتند، نتیجهای جز شکست و تضعیف حاکمیت ملی حاصل نشد. تندرویهای فعلی علیه مقاومت، بازی در زمین دشمن است و میتواند کشور را به لبه پرتگاه تجزیه ببرد. پیام ما روشن است: تنها ضمانت تمامیت ارضی لبنان، قدرت بازدارنده حزبالله است.
فارس: در مورد نقش ایران و مسئله سلاحهای کشتار جمعی، تحلیلهای متفاوتی وجود دارد. ایران چطور توانست در این بحران نقشآفرینی کند؟
ولایتی: این نقطه عطف اخلاقی در روابط بینالملل بود. ایران با حمایت از حزبالله و انصارالله، در مقابل دو قدرت اتمی ایستاد، اما ثابت کرد که قدرت ما برخاسته از فتوای ولیفقیه است، نه سلاح هستهای. ما در سختترین ساعات نبرد، زمانی که دشمن تمام خطوط قرمز را شکسته بود، نشان دادیم که بر اساس اصول شرعی و انسانی خود، به دنبال سلاح کشتار جمعی نیستیم. جهان فهمید که شیعه، «ایمان» را به عنوان سلاح برتر میشناسد. تحمیل آتشبس از طریق فشار بر واشینگتن، آن هم در شرایطی که تلآویو هنوز در شوک ضربات میدانی بود، بزرگترین شکست برای ائتلاف مدعی دموکراسی و قدرت نظامی بود.
دوران تحمیل ارادههای استعماری به پایان رسیده است
فارس: پیام شما خطاب به ائتلاف مقابل بعد از این آتش بس چیست؟
ولایتی: پیام ما به ائتلاف غربی-عربی-صهیونیستی این است که دوران تحمیل ارادههای استعماری به پایان رسیده است.
آتشبس فعلی هیچ دستاوردی برای آنها نداشت. ما به مسیر خود در حمایت از حاکمیت ملی لبنان و تقویت محور مقاومت ادامه میدهیم و به جریانهای داخلی لبنان نیز توصیه میکنیم از تاریخ عبرت بگیرند و به جای تکیه بر سراب خارجی، به قدرت واقعی ملت و مقاومت خود تکیه کنند.