از ترومای جنگ تا بنای امید؛ راهبردهای ترمیم روان جامعه
مدارس باید به «پناهگاه عاطفی» تبدیل شوند. دانشآموزان بیش از فرمولهای ریاضی، به «بازیدرمانی»، «تخلیه هیجانی» و «هنردرمانی» نیاز دارند. معلمان باید آموزش ببینند که در ماههای پیش رو، سختگیریهای آموزشی را به نفع «حمایت روانی» کاهش دهند.
جنگ در هر جامعهای میتواند منجر به تروما شود و باید برای ترمیم و تقویت روان جامعه و جلوگیری از فرسودگی اجتماعی تدابیری اندیشیده شود، تدابیری که یک درمانگر و کارشناس آسیب های اجتماعی به بیان راهکارهایی درباره آن پرداخته است.
رضا فریدی روانشناس بالینی در بیان پیشنهاداتی در سه سطح راهبردی در این باره اظهار کرد: نخستین گام در سطح فردی، پذیرش این واقعیت است که احساسات متناقضِ امروز (از خشم و اندوه تا بیتفاوتی)، واکنشهایی طبیعی به یک وضعیت غیرطبیعی هستند. پیشنهادی که به عنوان یک درمانگر دارم، اجرای فوری «سمزدایی اطلاعاتی» است. تداوم پیگیری لحظهای اخبار در دوران پساجنگ، مغز را در وضعیت «گوشبزنگی مزمن» نگه میدارد.
به گزارش ایسنا، وی با تاکید بر اینکه باید به «نظم کوچک روزمره» بازگشت ادامه داد: امنیت، پیش از آنکه یک پدیده کلان باشد، حسی درونی است که از روتینهای ساده (مانند ساعت خواب منظم، وعدههای غذایی مشترک و پیادهروی) تغذیه میکند. همچنین، ما نیازمند «سوگواری فعال» هستیم. بسیاری به دلیل شرایط جنگ، نتوانستند برای عزیزانشان یا حتی برای فرصتهای از دست رفته زندگیشان سوگواری کنند. نباید این غم را سرکوب کرد؛ بازگویی تجربهها در جمعهای صمیمانه و گروههای خودیار، مانع از تبدیل شدن استرس به اختلالات ماندگار (PTSD) میشود. ما باید به هم حق بدهیم که حالمان خوب نباشد، اما آگاهانه برای زندگی باید تلاش کنیم.
مسئولیت نهادهای مدنی و آموزشی؛ از امداد روان تا شبکه حمایت اجتماعی
وی بازسازی روحیه جامعه را یک پروژه تخصصی خواند که در آن سازمان بهزیستی، نظام روانشناسی و مشاوره، سمنها و بویژه آموزش و پرورش، نقش خط مقدم را دارند و در این باره نقش هر یک از دستگاهها را تشریح کرد:
۱. آموزش و پرورش: مدارس باید به «پناهگاه عاطفی» تبدیل شوند. دانشآموزان بیش از فرمولهای ریاضی، به «بازیدرمانی»، «تخلیه هیجانی» و «هنردرمانی» نیاز دارند. معلمان باید آموزش ببینند که در ماههای پیش رو، سختگیریهای آموزشی را به نفع «حمایت روانی» کاهش دهند.
۲. سازمان بهزیستی و نظام روانشناسی و مشاوره: این نهادها باید با اعزام تیمهای «کمکهای اولیه روانشناختی» به محلات آسیبدیده، خدمات مشاوره را از حالت کالای لوکس خارج کرده و به یک «حق عمومی و رایگان» تبدیل کنند.
۳. سمنها و خیریهها: تمرکز باید از توزیع صرفِ اقلام مادی به سمت «توانمندسازی روانی-اجتماعی» کوچ کند. ایجاد شبکههای حمایت محلی برای کسانی که در این مدت دچار سوگ شده یا شغل خود را از دست دادهاند، از فروپاشی خانوادهها جلوگیری میکند.
سخنی با حاکمان و دولت؛ امنیت روانی، زیربنای امنیت ملی
فریدی بزرگترین بارِ بازسازی را بر دوش دولت، مجلس شورای اسلامی و نهادهای حاکمیتی دانست و با بیان اینکه روانِ جامعه را نمیتوان در خلأ و جدا از معیشت درمان کرد تصریح کرد: «اضطراب بقا» بدنبال شرایط اقتصادی در جنگها، جدیترین موضوعی است که باید برای نشاط اجتماعی در نظر داشت. بزرگترین خدمت به روانِ مردم، بازگرداندن «پیشبینیپذیری» به زندگی آنهاست. در این راستا، مطالبات عملیاتی زیر مطرح است:
۱. تصویب قانون «پیوست سلامت روان» در مجلس: مجلس شورای اسلامی باید با قید فوریت، طرحی را تصویب کند که به موجب آن، هرگونه تصمیم کلان اقتصادی و سیاسی ملزم به داشتن پیوستِ اثرات روانشناختی باشد.
۲. بیمه پایه و اجباری رواندرمانی: دولت باید بودجهای ویژه برای تحت پوشش قرار دادن کامل خدمات مشاوره توسط بیمههای پایه تخصیص دهد. دسترسی به روانشناس باید به سادگی دسترسی به پزشک عمومی باشد.
۳. حمایت معیشتی: دولت باید برای کسانی که در ۴۰ روز جنگ تحمیلی آسیب اقتصادی دیدهاند، «بستههای حمایت از عزتنفس» (شامل وامهای بلاعوض و تسهیلات بازگشت به کار) در نظر بگیرد.
۴. تعریف «تقویم نشاط ملی پساجنگ»: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداریها موظفاند با تعریف جشنوارههای بزرگ ملی، موسیقی خیابانی و رویدادهای فرهنگی و موسیقی و ورزشی رایگان، فضای شهرها را تغییر دهند. ما نیازمند «کارناوالهای امید» هستیم تا حس زندگی دوباره در رگهای شهر جاری شود.
۵. توقف تنشهای غیرضروری اجتماعی: حاکمیت باید در این برهه، سیاستِ «مدارای حداکثری» را در پیش بگیرد. جامعهای که درگیر سوگ است، تابِ فشارهای اجتماعی یا دوقطبیسازیهای جدید را ندارد.
۶. پروتکل ملی حمایت از کودکان: ایجاد مراکز تخصصیِ درمان ترومای کودک در تمام استانها و تولید محتوای رسانهای امیدبخش برای کودکان، باید در اولویت صداوسیما و نهادهای فرهنگی قرار گیرد.
این روانشناس بالینی و کارشناس آسیبهای اجتماعی در پایان ترمیم روان مردم جامعه را نه با شعار، بلکه با بازگرداندن احساس امنیت به سفرهها و لبخند به لبان کودکان میسر دانست و خطاب به مسئولان گفت: بازسازی روانشناختی، هزینه نیست؛ بلکه «سرمایهگذاری» برای بقای کیانِ جامعه است. وقت آن است که سیاستمداران، صدای روانی جامعه را بشنوند و برای آن، «نسخهای ملی» بپیچند