اینبار فرصتسوزی نکنیم/ شاید یک فرصت طلایی برای ما باشد
نتیجه اینکه امریکا، جنگی بدون راهبرد را آغاز کرد و هر چه که زمان جلوتر رفت، تصمیماتی گرفت که با وجود صدمات بسیاری که بر کشور ما وارد آورد و همچنان میآورد، جهان را نیز در مخاطراتی که تاکنون تجربه نکرده بود و آخرینش همین محاصره دریایی کشورمان که در عمل تبدیل به محاصره دریایی جهان شده و غیر از تحریم ایران، جهان را نیز تحریم کرده است، تجربه میکند.
مهرداد احمدیشیخانی در اعتماد نوشت: درست شبیه اعلام آتشبس دو هفتهای پس از جنگ ۴۰ روزه، اینبار نیز چند ساعت قبل از پایان ضربالاجلی که ترامپ پیشتر اعلام کرده بود، آتشبس اعلام شد، با این تفاوت که برای این آتشبس جدید مانند آتشبس دوهفتهای قبلی، هیچ محدودیت زمانیای اعلام نشده است.
نکته قابل توجه در این میان آن است که ایران و پاکستان، پایان آتشبس دو هفتهای را حدود ساعت ۴ صبح چهارشنبه به وقت تهران و امریکا این پایان را حدود ساعت ۴ صبح پنجشنبه به وقت ایران اعلام کرده بود و احتمالا این یعنی امریکا، آتشبس را 15 روزه کرده و نه ۱۴ روزه (دو هفتهای) .
همین نشان میداد که ترامپ به دنبال تصمیمی غیر از ورود به جنگ طی همین تفاوت ۲۴ ساعته است و نهایتا تصمیم آن شد که بدون آنکه تنگه هرمز را باز کند و در حالی که کشورهای جنوبی خلیجفارس نمیتوانند از بنادر خود استفاده کنند و کشتیهای بسیاری در دو سوی تنگه ماندهاند و فشار بر اقتصاد جهانی به مرحلهای فراتر از بحران میرسد، تنها کاری که امریکا میکند، محاصره دریایی ایران برای تشدید هر چه بیشتر بحرانهای اقتصادی کشورمان است تا مگر این بحرانها چنان مردم را به ستوه آورد که با وقایعی دردناکتر از رخدادهای دیماه سال گذشته روبهرو شویم، بلکه اینگونه آنچه جنگ برای امریکا به ارمغان نیاورد، مردم عصیانزده برایش فراهم کنند که البته این محاصره دریایی نیز با همه گستردگی که میتواند داشته باشد عملا تمام و کمال و مطلق قابل انجام نیست و مثلا چنانچه کشتی دیگر کشورها را شامل شود، میتواند برای امریکا تبعاتی را در پی داشته باشد که قبلا در محاسباتش نیامده است.
برای نمونه، همین کشتی چینی که در آخرین مورد توسط ناوگان امریکا و در آبهای بینالمللی متوقف و توقیف شد، واکنش بسیار شدید دولت چین را در پی داشت چنانکه سخنگوی وزارت امور خارجه چین گفته: «چین، متوجه توقیف غیرقانونی یک کشتی باری غیرنظامی که از چین به ایران در حرکت بود، توسط ایالات متحده شده است. چنین اقداماتی به عنوان حمله مستقیم به حاکمیت، تجارت و منافع اصلی چین تلقی خواهد شد. این آخرین هشدار به ایالات متحده است. اشتباه محاسبه نکنید. با آتش بازی نکنید.»
به این اضافه کنید سخن «کریستین لاگارد»، رییس بانک مرکزی اروپا که در سخنرانی خود در برلین هشدار داد که «ادامه اختلال در تنگه هرمز -که او آن را بزرگترین اختلال عرضه نفت در تاریخ توصیف کرد- میتواند اروپا را از مرحله تورم فراتر برده و به سمت جیرهبندی سوخت و مواد غذایی پیش ببرد. هر چه این بحران طولانیتر شود، فاصله میان عرضه و تقاضای انرژی بیشتر شده و آثار آن فراتر از قیمتهای بالای انرژی به کمبود نهادههای حیاتی و کودهای شیمیایی گسترش خواهد یافت.
اگر این اختلال بیش از اینها طولانی شود، سازوکار جبرانی از قیمتها به جیرهبندی تغییر خواهد کرد.» این حرفها برایتان آشنا نیست؟ به نظرتان شبیه همین حرفهای کریستین لاگارد را طی این ۴۷ سال، چقدر از مسوولان کشور خودمان شنیدهایم؟ و این تازه سخنان رییس بانک مرکزی اروپا در پایتخت ثروتمندترین کشور آن قاره است و نه کشورهای فقیر آفریقایی که همین الان هم با مشکل کود شیمیایی در فصل کشت و در آستانه یک قحطی بزرگ در سال جاری هستند. هر چه هست، شاید برای اولینبار در این ۴۷ سال، همه کشورهایی که تماشاگر ساکت یا حتی تاییدکننده انواع تحریمهای اعمال شده بر کشورمان بودند، در دام تحریمهایی که امریکا با ورود به جنگی نابخردانه و به خواسته اسراییل افتادهاند.
قطعا ایران مایل به رنج مردمان سرزمینهای دیگر نیست، ولی این نتیجه قهری همراهی تمام و کمال با سیاستهای امریکا و خواستههای فرامرزی اسراییل است. اروپا و تقریبا همه کشورهای جهان در تمامی این سالها یا در مقابل خواستهای امریکا سکوت کردند یا چون قدرتهای اول اروپایی در ماجرای «اسنپبک» مجری دستورات امریکا بودند یا بدتر از آن، همچون کشورهای حاشیه خلیجفارس، تمام هویت و امنیت خود را به امریکا سپردند و در عوضِ تامین امنیت از سوی امریکا، تمام هزینهای که در این سالها برای کسب امنیت خود پرداخت کردند، بهطور کامل برای حفظ امنیت اسراییل هزینه شد و حالا، امریکای ترامپ به جای آنکه ذرهای به آنها اهمیت دهد، با افتخار میگوید: «من تنگه هرمز را بستم.»
و نتیجه اینکه امریکا، جنگی بدون راهبرد را آغاز کرد و هر چه که زمان جلوتر رفت، تصمیماتی گرفت که با وجود صدمات بسیاری که بر کشور ما وارد آورد و همچنان میآورد، جهان را نیز در مخاطراتی که تاکنون تجربه نکرده بود و آخرینش همین محاصره دریایی کشورمان که در عمل تبدیل به محاصره دریایی جهان شده و غیر از تحریم ایران، جهان را نیز تحریم کرده است، تجربه میکند.
میگویند هر اتفاقی با همه سختی و دشواری، میتواند یک فرصت نیز باشد. از این رو اگر معقولانه به وضعیت امروز نگاه کنیم، آنچه با آن روبهروییم، میتواند یک فرصت طلایی برای ما باشد. امریکای ترامپ اینک هم ایران را تحریم کرده و هم با محاصره دریایی کشورمان و پایدارسازی عملی بسته ماندن تنگه هرمز، اروپا و کل جهان را تحریم کرده و از طرفی نیز با بالا رفتن قیمت بنزین و تمامی اقلام مصرفی در کشور خودش، مردم امریکا را.
این همان فرصت طلایی ماست که با یک دیپلماسی خردمندانه، وارد گفتوگو با اروپا، کشورهای خلیجفارس و هر کشور دیگری که میخواهد از این تحریم جهانی امریکایی خلاص شود، بشویم. اما از این فرصت طلایی فقط وقتی میتوانیم بهره ببریم که با خردمندی، از تمامی ظرفیتهای دیپلماتیک خود بهره ببریم و افرادی را برای پیشبرد آن وارد عرصه کنیم که هم دارای فهمی درست از دیپلماسی و روابط و مفاهیم بینالمللی هستند و هم تجربه آن را دارند. کسانی که زبانی پخته برای دیپلماسی دارند، نه آنها که عرصه دیپلماسی را با عرصه شعار و تحکم اشتباه میگیرند. امید که اینبار فرصتسوزی نکنیم.