ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۴۴۱۶

چه بر سر آتش‌بس می‌آید؟

چه بر سر آتش‌بس می‌آید؟

مقام‌های ایرانی تاکید کرده‌اند که تحویل اورانیوم غنی‌شده یا عقب‌نشینی از برنامه هسته‌ای در دستور کار تهران نیست

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- آتش‌بس ایران و مذاکرات صلح این هفته به‌قدری شکننده شده که با کوچک‌ترین تنش ممکن است از هم بپاشد؛ به‌ویژه در آبراه استراتژیکی که نماد قدرت جدید تهران است و جنگی که به گفته منتقدان از کنترل ترامپ خارج شده است.

به گزارش فرارو به نقل از CNN؛ ترامپ روز جمعه گفت ایران «با همه چیز موافقت کرده» و همین باعث رشد بازارهای سهام به امید پایان قریب‌الوقوع جنگ شد. تا روز یکشنبه اما همچنان شبیه نمونه‌ای از بزرگ‌نمایی دیپلماسی بود؛ چراکه ترامپ دوباره ایران را به نابودی پل‌ها و نیروگاه‌ها تهدید کرد و تهران هم متقابلا تنگه هرمز را دوباره مسدود کرد. بی‌اعتمادی متقابل و ترس از بازگشت کامل جنگ پس از آن آشکار شد که نیروی دریایی آمریکا یک کشتی باری با پرچم ایران را که برای شکستن محاصره ناوگان تهران تلاش می‌کرد، هدف قرار داد و آن را توقیف کرد.

این همان ویژگی آشنای مدیریت جنگ توسط ترامپ است؛ رویکردی که بین پیش‌بینی‌های پیروزی و صلح قریب‌الوقوع و تهدیدهای سنگین نظامی نوسان دارد. مخالفان ترامپ، این وضعیت را هرج‌ومرج و فقدان برنامه توصیف می‌کنند، در حالی اطرافیان او از مهارت‌های رئیس‌جمهور آمریکا در استفاده از اهرم فشار برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی تعریف می‌کنند.

اما این «مه غلیظ جنگی» ترامپ، در آستانه مرحله‌ای جدید از واقعیت قرار گرفته است. دور دوم مذاکرات آمریکا و ایران قرار است در پاکستان و پیش از پایان آتش‌بس در روز سه‌شنبه برگزار شود. روزهای آینده نشان خواهد داد که آیا استراتژی فشار و تهدید ترامپ مسیر دیپلماسی را باز می‌کند یا میزان اثرگذاری آن در حال کاهش است. اگر این روش شکست بخورد، ترامپ احتمالا دوباره با این انتخاب روبه‌رو شود که آیا مداخله نظامی آمریکا را افزایش دهد یا نه؛ تصمیمی که می‌تواند پیامدهای فاجعه‌باری برای اقتصاد جهانی و محبوبیت خودش داشته باشد.

یکی از پیچیده‌ترین ویژگی‌های جنگ حاضر این است که تقریبا امکان سنجش درستی یا صداقت ادعاهای طرف آمریکایی وجود ندارد. هیچ‌کس خارج از ایران دقیق نمی‌داند پس از موج ترور مقامات، چه کسی تصمیم‌گیر اصلی است و همین موضوع ارزیابی راهبرد دیپلماتیک ایران را دشوار می‌کند.

در مقابل، مواضع ترامپ نیز مدام تغییر می‌کند. گزارش‌هایی وجود دارد که می‌گویند ایران حاضر است هم حمایت از نیروهایی مانند حزب‌الله و حماس را متوقف کند و هم ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را تحویل دهد؛ اقدامی که برای دولت آمریکا یک دستاورد بزرگ خواهد بود. اما تجربه تاریخی و رفتار اخیر ایران، تردیدهای جدی ایجاد کرده است.

با این حال، دلایل مهمی وجود دارد که هر دو طرف، پشت لحن تند خود، از بازگشت به جنگ گسترده پرهیز کنند. شاید افزایش تنش‌ها بخشی از تاکتیک پیش از مذاکرات باشد تا فضای دیپلماتیک ایجاد شود.

کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا در این باره گفت ترامپ با هدف «حداکثر فشار» تهدید کرده که در صورت عدم توافق، پل‌ها و نیروگاه‌های ایران را بمباران خواهد کرد. 

در مقابل، ایران هم  قصد عقب‌نشینی ندارد و اختلافات مهمی درباره تنگه هرمز و مسائل هسته‌ای باقی مانده است. مذاکره‌کننده ارشد ایران نیز اعلام کرده کشورش اورانیوم غنی‌شده را تحویل نخواهد داد.

در حالی که آمریکا از موفقیت‌های بزرگ سخن می‌گوید، شواهد نشان می‌دهد وضعیت پیچیده‌تر است: اگرچه حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های نظامی ایران آسیب جدی وارد کرده اما نظام سیاسی ایران همچنان پابرجاست و   نشانه‌ای از سرنگونی هم نیست.

در همین حال، هزینه‌های جانبی برای آمریکا نیز قابل توجه بوده است؛ از تنش در ناتو گرفته تا کاهش محبوبیت ترامپ در نظرسنجی‌ها. دموکرات‌ها می‌گویند رئیس‌جمهور در این جنگ گرفتار شده و راه‌حل روشنی ندارد.

جنگ بیش از یک هفته از بازه زمانی پیش‌بینی‌شده اولیه فراتر رفته و فشار بر ترامپ برای پایان دادن به آن افزایش یافته است؛ به‌گونه‌ای که نتیجه باید نشان دهد آیا ایران تضعیف شده یا برعکس، قوی‌تر شده است.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات