ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۴۴۴۶

بازگشت خواننده خارج از کشور در این شرایط جامعه چه اهمیتی دارد؟

بازگشت خواننده خارج از کشور در این شرایط جامعه چه اهمیتی دارد؟

این نوع خبرها نه تنها بی‌اهمیت‌اند، بلکه گاهی نوعی انحراف از مسائل اصلی جامعه محسوب می‌شوند. آیا این خبر چیزی از مشکلات زندگی مردم کم می‌کند؟ آیا گرهی از معیشت باز می‌کند؟ یا حتی اطلاعات مهمی به جامعه می‌دهد؟

تبلیغات
تبلیغات

نهال موسوی در یادداشتی در عصر ایران نوشت: در روزهایی که کشور با بحران‌های واقعی دست‌وپنجه نرم می‌کند، ناگهان خبری بدون منبع منتشر می‌شود:  «چهار خواننده خارج از کشور به ایران بازمی‌گردند».

هنوز چند ساعت نگذشته، سایت دیگری بدون هیچ منبع مشخصی خبر می‌دهد که « معین خواننده به ایران برمی‌گردد  و قرار است کنسرت برگزار کند»! چند ساعت بعد، خود معین این خبر را  تکذیب  می‌کند. داستان تمام می‌شود؛ اما سوال اصلی باقی می‌ماند: این حجم از خبرسازی بی‌پایه برای چیست؟

مردم نگران ادامه آتش‌بس و احتمال بازگشت درگیری‌ها هستند. سایه جنگ هنوز از ذهن جامعه کنار نرفته است. همزمان، تورم کمرشکن، افزایش قیمت‌ها، فشار سنگین معیشتی و کاهش قدرت خرید، زندگی روزمره بسیاری از خانوارها را به چالش کشیده است. بسیاری از مردم درگیر تأمین هزینه‌های اولیه زندگی هستند؛ از اجاره خانه گرفته تا هزینه‌های درمان، آموزش و حتی خریدهای ساده روزمره.

آیا این خبر چیزی از مشکلات زندگی مردم کم می‌کند؟ آیا گرهی از معیشت باز می‌کند؟ یا حتی اطلاعات مهمی به جامعه می‌دهد؟ پاسخ روشن است: نه.

این نوع خبرها نه تنها بی‌اهمیت‌اند، بلکه گاهی نوعی انحراف از مسائل اصلی جامعه محسوب می‌شوند. وقتی جامعه با بحران‌های جدی روبه‌روست، پرداختن به خبرهایی که نه قطعی‌اند، نه مهم‌اند و نه حتی واقعی، چیزی جز اتلاف توجه افکار عمومی نیست.

از طرف دیگر، انتشار خبر بدون منبع مشخص، اساساً خلاف ابتدایی‌ترین اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری است. خبر بدون منبع، خبر نیست؛ شایعه است. وقتی سایتی بدون ذکر منبع معتبر ادعا می‌کند که یک خواننده مشهور به کشور بازمی‌گردد، در واقع دارد شایعه را به جای خبر منتشر می‌کند. این اتفاق نه‌تنها اعتبار رسانه‌ها را زیر سوال می‌برد، بلکه اعتماد عمومی به فضای خبری را هم بیشتر از قبل فرسایش می‌دهد.

یک تیتر هیجانی، چند جمله مبهم، و انتشار سریع در شبکه‌های اجتماعی. بعد هم اگر تکذیب شد؟ مهم نیست. هدف اصلی، یعنی دیده شدن و گرفتن کلیک، قبلاً محقق شده است.

در چنین شرایطی، انتشار خبر بازگشت یک  یا چند خواننده - آن هم بدون منبع و بدون هیچ نشانی از واقعیت - نه‌تنها بی‌اهمیت است، بلکه نشان می‌دهد منتشرکننده این خبر اساساً درک روشنی از دغدغه‌های واقعی جامعه ندارد. وقتی جامعه با نگرانی‌های بزرگ اقتصادی، سیاسی و امنیتی روبه‌روست، پرداختن به چنین موضوعاتی بیشتر شبیه تلاش برای جلب توجه و مطرح کردن نام خود است تا اطلاع‌رسانی واقعی.

بازگشت یا عدم بازگشت یک خواننده، آن هم بدون هیچ منبع مشخصی، نه خبر مهمی است و نه اولویت جامعه امروز ایران. اما ظاهراً برای برخی رسانه‌ها و برخی افراد، مهم‌تر از واقعیت، فقط دیده شدن است.

هر خبری ارزش توجه ندارد. به‌ویژه در روزهایی که مردم با مسائل جدی‌تر و واقعی‌تری درگیر هستند، چنین خبرهایی بیشتر شبیه تلاش‌هایی برای پر کردن خلأ توجه و جذب کلیک هستند تا اطلاع‌رسانی واقعی.

مخاطب امروز به‌خوبی متوجه می‌شود که چه کسی دغدغه واقعی جامعه را دارد و چه کسی صرفاً به دنبال دیده شدن است.

اما جامعه امروز ایران، بیش از هر زمان دیگری، به رسانه‌های مسئول، دقیق و واقع‌بین نیاز دارد، نه خبرسازی‌های بدون منبع و نه شایعاتی که چند ساعت بیشتر دوام ندارند. 

بازگشت یک خواننده، حتی اگر واقعیت داشته باشد، در برابر دغدغه‌های واقعی مردم ایران، موضوعی حاشیه‌ای و کم‌اهمیت است. و کسی که در چنین شرایطی این خبرها را منتشر می‌کند، ناخواسته نشان می‌دهد سطح دغدغه‌اش تا چه اندازه از واقعیت‌های جامعه فاصله دارد

حتی اگر فرض محال را بپذیریم که این خبر درست باشد و چنین کنسرتی برگزار شود، چند درصد از مردم ایران در این شرایط توان رفتن به کنسرت دارند؟ نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از نظر روحی و روانی. مردمی که زیر فشار تورم، نگرانی‌های آینده و بی‌ثباتی اقتصادی زندگی می‌کنند، آیا اولویتشان خرید بلیت کنسرت است؟ آیا اصلاً چنین فضایی برای جامعه وجود دارد؟

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات