ترامپ و فرسایش اعتبار آمریکا در جهان
چرا جهان از رویکرد ترامپ نگران است؟
جنگ ایران به تضعیف نفوذ جهانی آمریکا و افزایش فاصله میان واشینگتن و متحدانش انجامیده است، در حالی که رقبایی مانند چین از این وضعیت بهره میبرند. همزمان، بحران انرژی و نوسان قیمتها کشورها را به سمت انرژیهای جایگزین سوق داده و وابستگی به آمریکا را کاهش داده است. در داخل ائتلافهای غربی نیز شکافهایی شکل گرفته و اعتماد به راهبردهای ترامپ کاهش یافته است. با وجود این، حامیان دولت معتقدند این سیاستها در بلندمدت به تقویت موقعیت آمریکا منجر خواهد شد.
فرارو- نهال طوسی خبرنگار ارشد امور خارجه در پولیتیکو
به گزارش فرارو به نقل از پولیتیکو، جنگ ایران اکنون به عاملی برای فرسایش نفوذ جهانی ایالات متحده تبدیل شده است؛ جنگی که همزمان، تنشها را با کشورهایی نیز تشدید میکند که پیشتر هم از نوسانها و بیثباتی سیاستهای دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ آسیب دیده بودند. این روند، در عمل به معنای تحلیل رفتن تدریجی قدرت آمریکاست؛ فرسایشی که جبران و بازسازی آن احتمالاً آسان نخواهد بود. این مسئله زمانی جدیتر میشود که رقبایی چون چین، از همین شکافها و تضعیف موقعیت واشینگتن برای گسترش نفوذ خود بهرهبرداری میکنند.
جنگ ایران و ترکهای عمیق در اتحادهای آمریکا
از بنگلادش تا اسلوونی، سهمیهبندی سوخت به اختلال در بخش حملونقل انجامیده و رهبران این کشورها را، که ناخواسته با تبعات جنگ دستبهگریبان شدهاند، تحت فشار قرار داده است. در کشورهای دارای اکثریت مسلمان نیز روایتهای ضدآمریکایی بر فضای رسانهای سایه انداختهاند؛ فضایی که در بسیاری از موارد، با نوعی چراغ سبز ضمنی از سوی دولتها همراه بوده است. حتی در میان متحدان آمریکا در ناتو هم نشانههای فاصلهگیری دیده میشود. برخی از این کشورها کمکهای خود را محدود کردهاند و شماری نیز تصریح میکنند که دولت ترامپ پیش از آغاز جنگ با ایران، آنان را در جریان قرار نداده بود.
به نظر میرسد این جنگ، روندی را شتاب داده است که برخی آن را از زمان بازگشت ترامپ به قدرت، نوعی «گسست آمریکا از بخش بزرگی از جهان» توصیف میکنند؛ روندی که در آن، او با رویکردی بیثبات و نامنظم، از ابزارهای اقتصادی و نظامی از جمله تعرفهها بهره گرفته است. یک دیپلمات آسیایی مستقر در واشنگتن، در توصیف این فضا گفته است: بسیاری از افراد از آشفتگی ناشی از این جنگ خسته شدهاند و نسبت به پیامدهای اقتصادی احتمالی آن هراس دارند، اما هنوز نشانهای از اعتراضات گسترده دیده نمیشود. او در ادامه تأکید کرده است که اگر رئیسجمهور بعدی آمریکا فردی منطقیتر باشد، شاید تصویر این کشور تا حدی ترمیم شود؛ اما در سطح سیاستگذاری، آنچه اکنون برجای مانده، مجموعهای از پرسشهای دشوار درباره آینده اتحادهاست: اینکه کشورها تا چه اندازه میتوانند همچنان با آمریکا همسو بمانند و اگر دیگر نتوان به واشنگتن تکیه کرد، چه جایگزینی پیش رو خواهند داشت.
در تازهترین نشانه از فاصلهگیری قدرتهای خارجی از واشنگتن، مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، در یک پیام ویدیویی که روز یکشنبه منتشر شد، روابط اقتصادی کشورش با آمریکا را مجموعهای از «نقاط ضعف» توصیف کرد که باید هرچه زودتر اصلاح شوند. کارنی با لحنی صریح گفت: «ما باید از خودمان مراقبت کنیم، چون نمیتوانیم به یک شریک خارجی تکیه کنیم. ما نمیتوانیم بیثباتیای را که از سوی همسایگانمان ایجاد میشود کنترل کنیم. نمیتوانیم آیندهمان را بر این امید بنا کنیم که این وضعیت ناگهان متوقف شود.»
در همین حال، برخی مقامهای پیشین آمریکایی نیز میگویند نوسان مداوم ترامپ در اعلام اهدافش در قبال ایران، نهتنها اطمینان ایجاد نکرده، بلکه به سردرگمی در سطح بینالمللی دامن زده است. توماس رایت، از مقامهای پیشین شورای امنیت ملی در دولت بایدن که بر راهبردهای بلندمدت تمرکز داشت، در ارزیابی این وضعیت گفت: «متحدان نمیدانند چه چیزی را باور کنند، دشمنان نمیدانند از چه چیزی باید بترسند و حتی اعضای کابینه خودش هم نمیدانند راهبرد یا نیت واقعی او چیست.» او در ادامه هشدار داد که چشمانداز بلندمدت لزوماً فاجعهبار نیست، اما مسئله اصلی اینجاست که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، کشورهایی مانند چین، روسیه، کره شمالی و ایران در دو سال و نه ماه آینده چه محاسباتی انجام خواهند داد و چگونه از این ابهام راهبردی بهره خواهند گرفت.
در واکنش به درخواست برای اظهارنظر، آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد که رویکرد «اول آمریکا» دولت ترامپ، به دستیابی به توافقهای تجاری بهتر، تقویت همکاریها برای مقابله با قاچاق مواد مخدر و افزایش هزینههای دفاعی از سوی متحدان آمریکا منجر شده است. او همچنین تاکید کرد: «رهبران جهان ۴۷ سال است درباره تهدید ایران حرف میزنند، اما هیچکس جرأت رویارویی با آن را نداشت. وقتی همه اهداف ما از جمله حذف کامل تهدید هستهای ایران محقق شود، جهان امنتر، باثباتتر و در وضعیت بهتری قرار خواهد گرفت.»
آشفتگی در بازار انرژی؛ جنگ ایران و بازآرایی قدرت جهانی
از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه، بازار جهانی انرژی بهشدت دستخوش آشفتگی شده است؛ بحرانی که بیش از همه از بسته شدن تنگه هرمز و حملات ایران به تأسیسات انرژی در خاورمیانه تغذیه میشود. ایالات متحده که پیش از این نیز بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان بود، در کوتاهمدت توانسته نفوذ بیشتری بر بازارهای جهانی انرژی به دست آورد؛ اما این برتری، لزوماً پایدار و تضمینشده به نظر نمیرسد و ممکن است دستاوردی موقتی باشد. در سوی دیگر، کشورهای آسیایی که بیشترین فشار را از نوسان قیمت انرژی تحمل کردهاند و برخی از آنها حتی برای صرفهجویی در مصرف سوخت، به دورکاری اجباری یا توقف صادرات روی آوردهاند اکنون متعهد شدهاند روند توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را شتاب دهند و همزمان، نیروگاههای هستهای خود را دوباره وارد مدار کنند. اروپا نیز که از تجربه جنگ اوکراین درس گرفته است، در پی آن است که وابستگی خود را به یک تأمینکننده واحد کاهش دهد و بهجای آن، بر گسترش بهرهوری انرژی، انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای برقی تمرکز کند.
کشورهایی که میخواهند اثر شوکهای ناشی از سوختهای فسیلی از کمبود عرضه گرفته تا جهش ناگهانی قیمتها را مهار کنند و از گرفتار شدن در سناریوهای تورم رکودی یعنی رشد اقتصادی ضعیف همراه با افزایش هزینهها بگریزند، اکنون بیش از هر زمان دیگری به گزینههایی مانند انرژی خورشیدی، باتریها و خودروهای برقی بهعنوان یک ضرورت راهبردی نگاه میکنند. در این میان، بسیاری از این کشورها ممکن است بیش از گذشته به سمت چین متمایل شوند؛ کشوری که بخش بزرگی از زنجیره تأمین انرژی خورشیدی را در اختیار دارد و در تولید خودروهای برقی ارزانقیمت و همچنین تأمین مواد معدنی حیاتی برای انرژی پاک جایگاهی پیشتاز پیدا کرده است. ماساتو کاندا، رئیس بانک توسعه آسیایی، هفته گذشته در نشستی در واشینگتن، این تغییر نگاه را چنین توصیف کرد: «هدف فقط عبور از این شوک نیست؛ بلکه باید از این دوره بیثباتی برای ساختن پایهای برای ثباتی پایدارتر استفاده کرد.»
در مقابل، بن دیتدریش، سخنگوی وزارت انرژی آمریکا، به اظهارات کریس رایت، وزیر انرژی، در گفتوگویی با شبکه سی.ان.ان استناد کرد. رایت، با انتقاد از یارانههای اختصاصیافته به انرژیهای تجدیدپذیر، تأکید کرد که آمریکا همچنان از مسیر نفت و گاز، نفوذ خود را حفظ خواهد کرد. او گفت: «ما صادرکننده خالص نفت هستیم و با فاصله، بزرگترین صادرکننده خالص گاز طبیعی در جهان به شمار میرویم.»
در جنگهای پیشین خاورمیانه، رؤسایجمهور آمریکا معمولاً میتوانستند حتی متحدان مردد را نیز با خود همراه کنند. اما این بار، به گفته دو دیپلمات اروپایی، دولت ترامپ حتی نزدیکترین متحدان خود را پیش از آغاز عملیات در جریان نگذاشته و پس از شروع جنگ نیز درخواست مشخص و روشنی از آنها مطرح نکرده است. در واکنش به بسته شدن تنگه هرمز، بریتانیا و فرانسه نشستهایی را با دهها کشور متحد بدون حضور آمریکا برگزار کردهاند تا برای باز نگه داشتن این گذرگاه راهبردی پس از پایان جنگ، طرحی مشترک تدوین کنند. این ابتکار اروپایی قرار است بر عملیات دفاعی با هدف حفاظت از کشتیرانی تجاری متمرکز باشد، هرچند هنوز زمانبندی اجرای آن و ترکیب نیروهای مشارکتکننده روشن نشده است.
همزمان، اتحادیه اروپا نیز در حال بررسی تقویت سازوکار دفاع جمعی خود ذیل ماده ۴۲ است؛ اقدامی که میتواند در عین حال، پاسخی غیرمستقیم به تهدیدهای دولت ترامپ درباره گرینلند نیز تلقی شود. با این همه، روابط دفاعی آمریکا در سطح جهان همچنان عمیق، چندلایه و پیچیده است و بهسادگی فرو نمیپاشد. بسیاری از کشورها، با وجود نارضایتی از رفتار و سیاستهای ترامپ، هنوز ترجیح میدهند قدرت نظامی آمریکا را در کنار خود داشته باشند.
برای نمونه، آمریکا و فیلیپین رزمایشهای نظامی گستردهای را آغاز کردهاند؛ رزمایشهایی که احتمال میرود ژاپن و کانادا نیز به آن بپیوندند و در عین حال، پیامی هشدارآمیز برای چین به همراه داشته باشند. در خاورمیانه نیز واکنشها به حملات آمریکا علیه ایران یکدست نبوده است. اسرائیل در این جنگ بهعنوان متحدی ثابتقدم و بیتردید ظاهر شده، اما برخی کشورهای عربی خلیج فارس، با وجود آنکه در آغاز تلاش داشتند آمریکا را از ورود به جنگ بازدارند، پس از حملات تلافیجویانه ایران، بهتدریج به مواضع واشینگتن نزدیکتر شدهاند.
جنگ ایران و فرسایش نفوذ آمریکا در جهان
جنگ ایران، همزمان به اعتبار و دامنه نفوذ آمریکا در کشورهایی نیز آسیب زده است که واشینگتن در آنها از پیش برای تحکیم روابط خود با رقابتی جدی روبهرو بوده است. در یکی از گزارشهای سفارت آمریکا در دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، آمده است که این جنگ به گسترش روایتهای ضدآمریکایی در فضای رسانهای این کشور دامن زده و در همان حال، به بازیگران خارجی فرصت داده است نفوذ خود را افزایش دهند. گزارشهای مشابهی نیز از بحرین، اندونزی و جمهوری آذربایجان منتشر شده که همگی از افزایش پیامهای ضدآمریکایی و در معرض خطر قرار گرفتن روابط امنیتی و دیپلماتیک آمریکا حکایت دارند.
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در واکنش به این انتقادها گفت اقدامات ترامپ در نهایت جهان را امنتر خواهد کرد و همه بخشهای دولت نیز در این مسیر هماهنگ عمل میکنند. با این حال، سیاستهای ترامپ در قبال ایران همزمان احساس فاصله و بیاعتمادی را در میان برخی متحدان آمریکا تشدید کرده است. یکی از نمونههای این وضعیت، ابتکار «هیئت صلح» است؛ ابتکاری که بعضی آن را نوعی جایگزین برای سازمان ملل توصیف میکنند، اما تاکنون فقط شمار محدودی از کشورهای اروپایی به آن پیوستهاند. با وجود این تردیدها، حامیان ترامپ همچنان معتقدند که هزینههای فعلی این رویکرد، در بلندمدت به سود آمریکا تمام خواهد شد. الکساندر گری، از مقامهای پیشین شورای امنیت ملی، نیز در همین چارچوب گفته است که مقابله با ایران در شرایط کنونی، «برای رؤسایجمهور آینده سودآور خواهد بود.»