نتایج پژوهش مؤسسه کوئینسی واشنیگتن
چرا شرطبندی ترامپ روی قدرت نظامی در ایران شکست خورد؟
این گزارش، با تکیه بر دادههای تجربی، نشان میدهد که اتکا به قدرت نظامی برای ایجاد تغییرات سیاسی در ایران، نهتنها ناکارآمد، بلکه بر پایه فرضیاتی نادرست بوده است.
فرارو- مقالهای در نشریه Responsible Statecraft به قلم Nancy Gallagher و همکارانش، به بررسی این ادعا میپردازد که سیاست «فشار حداکثری» و اتکا به قدرت نظامی برای تغییر نظام سیاسی در ایران، از ابتدا محکوم به شکست بوده است. این تحلیل بر پایه دادههای میدانی و نظرسنجیهای طولی در داخل ایران شکل گرفته است.
به گزارش فرارو به نقل از Responsible Statecraft، در این گزارش آمده است که دونالد ترامپ سعی کرد با ترور رهبر عالی ایران، نظام سیاسی را دگرگون کند اما پنج هفته بعد، با افزایش هزینههای انسانی و اقتصادی درگیریها، ترامپ مدعی شد که مردم ایران از او میخواهند بمبارانها را تا «آزادی» ادامه دهد.
اما نویسندگان مقاله تأکید میکنند که این روایت، تصویری نادرست از جامعه ایران ارائه میدهد و بر پایه دادههای محدود یا گزینشی—مانند نظرسنجی از کاربران VPN یا مصاحبههای محدود رسانهای—تقویت شده است.
دادههای میدانی چه میگویند؟
این گزارش پژوهشگران از سال ۲۰۱۴ تاکنون، ۲۲ نظرسنجی نماینده در ایران انجام دادهاند. تحلیل ۱۵ نظرسنجی بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ نشان میدهد:
- میزان نگاه مثبت به آمریکا از ۲۶.۵٪ قبل از خروج از برجام به ۱۴.۳٪ پس از آن کاهش یافته است.
- این کاهش پس از خروج واشنگتن از برجام در سال ۲۰۱۸ رخ داده است.
به گفته نویسندگان، این دادهها نشان میدهد که سیاستهای فشار نهتنها پایگاه اجتماعی حامی آمریکا را گسترش نداده، بلکه باعث کاهش آن نیز شده است.
«اقلیت طرفدار آمریکا» چه ویژگیهایی دارد؟
برخلاف تصور رایج در برخی محافل سیاسی آمریکا، این گروه:
- بیشتر شهری، تحصیلکرده و مرفه هستند
- به رسانههای غیردولتی دسترسی دارند
- اما لزوماً حامی اقدام نظامی یا تحریمهای شدید نیستند
برای مثال:
- ۸۷.۷٪ از این گروه دیدگاه مثبتی نسبت به مردم آمریکا دارند
- اما تنها ۳۴.۳٪ نسبت به دولت آمریکا نظر مثبت دارند
این شکاف نشان میدهد که تمایز روشنی میان «مردم آمریکا» و «سیاستهای دولت آمریکا» در ذهن این افراد وجود دارد.
دیپلماسی، نه اجبار
یافتههای پژوهش نشان میدهد:
- این اقلیت بیشتر از دیگران از دیپلماسی حمایت میکند
- نسبت به هزینههای انسانی تحریمها حساستر است
- و در عین حال، در مسائل امنیتی رویکردی ملیگرایانه دارد
برای نمونه:
- ۶۸٪ از آنها تحریمها را دارای تأثیر منفی شدید بر مردم میدانند
- حدود ۷۸٪ توسعه برنامه موشکی را مهم ارزیابی میکنند
این ترکیب نشان میدهد که حتی افراد متمایل به آمریکا نیز لزوماً حامی فشار خارجی یا مداخله نظامی نیستند. دولت ترامپ بارها ادعا کرده بود که فشار اقتصادی و نظامی میتواند زمینه یک «جنبش داخلی» را فراهم کند. در همین راستا، مقامات آمریکایی از «فشار مالی بیسابقه» برای وادار کردن ایران به تغییر سخن گفته بودند. اما تحلیل دادهها نشان میدهد که چنین «حوزه انتخابیهای» برای تغییر در ایران، در واقع وجود خارجی نداشته و بیشتر یک تصور سیاسی بوده است.
چرا جنگ هم همان مسیر را طی کرد؟
بر اساس این گزارش، حتی تشدید درگیریهای نظامی نیز نتوانست به اعتراضات گسترده منجر شود. نظرسنجیها پس از جنگی کوتاهمدت نشان دادهاند که:
- نوعی «همبستگی ملی» در واکنش به تهدید خارجی شکل گرفته است
- هیچ نشانهای از فروپاشی قریبالوقوع ساختار سیاسی دیده نمیشود
حتی گزارشهایی مانند رویترز نیز تأیید کردهاند که نهادهای اطلاعاتی آمریکا چنین فروپاشیای را پیشبینی نمیکنند.
جمعبندی
این مقاله نتیجه میگیرد:
- سیاست «فشار حداکثری» نهتنها مؤثر نبوده، بلکه باعث کاهش تمایل به آمریکا شده است
- هیچ شواهدی از وجود یک پایگاه اجتماعی گسترده برای تغییر رژیم از طریق فشار یا جنگ وجود ندارد
در نهایت، نویسندگان تأکید میکنند که:
«هرگز هیچ مدرکی مبنی بر وجود یک حوزه انتخابیه قابل توجه برای فشار حداکثری، چه رسد به آزادسازی از طریق بمباران، وجود نداشته است.»
این گزارش، با تکیه بر دادههای تجربی، نشان میدهد که اتکا به قدرت نظامی برای ایجاد تغییرات سیاسی در ایران، نهتنها ناکارآمد، بلکه بر پایه فرضیاتی نادرست بوده است.