ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۶۰۶۳

از اسلام آباد تا مسقط و مسکو؛ تلاش برای دستِ برتر در میز مذاکره

پشت پرده سه سفر عباس عراقچی: کانال‌های محرمانه تهران و واشنگتن فعال شده‌اند؟

پشت پرده سه سفر عباس عراقچی: کانال‌های محرمانه تهران و واشنگتن فعال شده‌اند؟

سناریوی غالب همان چیزی است که در ادبیات امنیتی به آن «تنش مدیریت‌شده با ریسک انفجار» گفته می‌شود. درواقع همه در حال راه رفتن روی لبه تیغ هستند.دیپلماسی فعلی بیش از آنکه معطوف به حل بحران باشد، در خدمت خرید زمان قرار دارد.هیچ‌کس عجله‌ای برای توافق ندارد و همه می‌خواهند موقعیت بهتری سر میز داشته باشند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو-در میانه یک آتش‌بس شکننده و در حالی که آرایش نظامی آمریکا در منطقه همچنان در وضعیت «بازدارندگی فعال» باقی مانده، تور دیپلماتیک سیدعباس عراقچی از اسلام‌آباد تا مسقط و مسکو، بیش از آنکه یک ابتکار معمول دیپلماتیک باشد، نشانه‌ای از ورود بحران ایران و آمریکا به فاز «مدیریت تنش چندلایه» است؛ فازی که در آن جنگ و مذاکره نه به‌عنوان دو مسیر متضاد، بلکه به‌عنوان ابزارهای هم‌زمان در حال پیشروی هستند.

به گزارش فرارو، برای تحلیل شرایط موجود باید به بررسی همه جانبه تصمیمات طرفین بازی پرداخت:

مذاکرات ایران آمریکا

دیپلماسی در سایه ناوها؛ معماری یک بحران کنترل‌شده

سفرهای اخیر عراقچی را نمی‌توان صرفاً در چارچوب دیپلماسی کلاسیک تعریف کرد. این تحرکات در واقع بخشی از یک «دیپلماسی بحران»  هستند که هدف آن نه حل سریع منازعه، بلکه کنترل دامنه درگیری است.

در همین راستا، بسیاری از تحلیلگران حوزه سیاست خارجی معتقدند که هیچ یک از طرفین در این مرحله به دنبال توافق نهایی نیستند. بلکه هدف این است که اوضاع از کنترل خارج نشود. این ارزیابی با داده‌های میدانی نیز همخوانی دارد؛ از یک‌سو، حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس تقویت شده و از سوی دیگر، کانال‌های دیپلماتیک به‌طور هم‌زمان فعال مانده‌اند.

در چنین شرایطی تور عراقچی در سه سطح قابل خوانش است:

  • اسلام‌آباد: فعال‌سازی میانجی‌گری نیمه‌رسمی
  • مسقط: احیای کانال‌های محرمانه
  • مسکو: تثبیت عمق راهبردی در برابر غرب

این تحرکات در شرایطی انجام می‌شود که آتش‌بس فعلی بیش از آنکه یک توافق باشد، نوعی وقفه عملیاتی است. حتی در واشنگتن نیز روایت غالب همین است؛ چنان‌که یک مقام پنتاگون اخیراً تأکید کرده: «ما به دنبال درگیری نیستیم، اما برای هر سناریویی آماده‌ایم.»

عراقچی و عاصم منیر

اسلام‌آباد؛ مذاکره بدون مذاکره

سفر عراقچی به پاکستان بیش از هر چیز نشان‌دهنده تداوم الگوی مذاکره غیرمستقیم با انکار رسمی است. برخلاف گمانه‌زنی‌ها، نشانه‌ای از مذاکره مستقیم با طرف آمریکایی در این مرحله دیده نمی‌شود، اما این به معنای نبود ارتباط نیست. درواقع این همان مدلی است که دو طرف سال‌هاست استفاده می‌کنند، در این مدل، ارتباط برقرار می‌شود، اما هیچ‌کس مسئولیت سیاسی آن را علناً نمی‌پذیرد.

در این چارچوب:

  • کانال‌های ارتباطی فعال هستند
  • هزینه سیاسی مذاکره مستقیم حذف می‌شود
  • فضای مانور داخلی برای هر دو طرف حفظ می‌شود

با این حال، برخی نشانه‌ها از ورود به فاز «پیش‌مذاکره» حکایت دارد. گزارش‌هایی درباره رایزنی‌های غیرعلنی میان نمایندگان آمریکا و بازیگران منطقه‌ای منتشر شده که هدف آن، سنجش امکان بازگشت به میز گفت‌وگو است. در این شرایط، هیچ توافقی نزدیک نیست، اما همه در حال آماده‌سازی زمین هستند.

3

 

مسقط؛ بازگشت به کانال‌های محرمانه

اگر قرار باشد علت سفر عراقچی به مسقط را بررسی کنیم، احتمالا به این نتیجه میرسیم که مسقط بار دیگر در حال ایفای نقش سنتی خود به‌عنوان میانجی خاموش است. تجربه‌های گذشته نشان داده که عمان در بزنگاه‌های حساس، به محل تبادل پیام‌های حیاتی میان تهران و واشنگتن تبدیل می‌شود. به همین دلیل برخی تحلیلگران منطقه معتقدند اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، از مسقط شروع می‌شود، نه از پایتخت‌های پرهیاهو.

کارکرد این مسیر در شرایط فعلی سه‌گانه است:

  • انتقال پیام‌های حساس خارج از دید رسانه‌ها
  • آزمون انعطاف‌پذیری طرفین
  • طراحی توافق‌های محدود (Minimal Deals)

در واقع، آنچه روی میز است نه یک توافق جامع، بلکه نوعی مدیریت بحران با حداقل تعهدات است، مدلی که پیش‌تر نیز در روابط ایران و آمریکا تجربه شده است.

ایران و روسیه

مسکو؛ ارتقای بحران به سطح ژئوپلیتیک

سفر عراقچی به روسیه نشان‌دهنده تلاش تهران برای خروج از چارچوب صرفاً دوجانبه و تبدیل بحران به یک معادله چندجانبه است. از همان روزهای نخست جنگ روسیه و چین به عنوان شرکای راهبردی ایران سعی کردند بی طرفی خود را اعلام کنند اما در عین حال، نزدیکی روسیه و چین به ایران نیز قابل انکار نبود.

در این چارچوب، سه هدف کلیدی دنبال می‌شود:

  • ایجاد توازن در برابر فشار غرب
  • کسب پشتوانه سیاسی در نهادهای بین‌المللی
  • افزایش بازدارندگی غیرمستقیم

به بیان دیگر، ایران در حال انتقال بحران از سطح تقابل منطقه‌ای به سطح رقابت قدرت‌های بزرگ است، حرکتی که می‌تواند معادلات واشنگتن را پیچیده‌تر کند.

جنگ ایران و آمریکا

آیا جنگ دوباره آغاز می‌شود؟

پاسخ کوتاه این است: جنگ محتمل است، اما قریب‌الوقوع نیست. پس از حملات اولیه در سال جاری که حتی در میانه فضای دیپلماتیک رخ داد، سطح بی‌اعتمادی به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است.

با این حال، چند عامل بازدارنده مهم وجود دارد:

  • هزینه‌های سنگین یک درگیری گسترده
  • خطر گسترش جنگ به کل منطقه
  • فعال بودن کانال‌های ارتباطی

در نتیجه، سناریوی غالب همان چیزی است که در ادبیات امنیتی به آن «تنش مدیریت‌شده با ریسک انفجار» گفته می‌شود. درواقع همه در حال راه رفتن روی لبه تیغ هستند.دیپلماسی فعلی بیش از آنکه معطوف به حل بحران باشد، در خدمت خرید زمان قرار دارد.هیچ‌کس عجله‌ای برای توافق ندارد و همه می‌خواهند موقعیت بهتری سر میز داشته باشند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات

نظرات بینندگان

(۴ نظر)
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات