ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۴۲۹۷

راهکار ناگزیر برق؛ نیروگاه‌های خانگی خورشیدی و انرژی تجدیدپذیر

راهکار ناگزیر برق؛ نیروگاه‌های خانگی خورشیدی و انرژی تجدیدپذیر

تهدید به بمباران نیروگاه‌های برق، شمار زیادی از مردم را به فکر راه‌های تأمین اضطراری برق انداخته است؛ از رونق فروش موتور برق و ژنراتورهای کوچک تا نصب نیروگاه‌های خانگی خورشیدی و البته خانواده‌های فقیرتر به خرید و ذخیره‌سازی شمع و موم و رادیوهای دستی و باتری روی آورده‌اند.

تبلیغات
تبلیغات

«برگرداندن به عصر حجر»؛ همین چند کلمه، شمار زیادی از مردم ایران را مضطرب و نگران کرده و رفتار آن‌ها را در بازار تغییر داده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا و پیت هگست، وزیر دفاع این کشور، چندی پیش به‌صراحت گفتند که قصد دارند زیرساخت‌های ایران ازجمله نیروگاه‌های برق و پل‌ها را بمباران کنند و ایران را به عصر حجر برگردانند اما این غائله به آتش‌بس موقت دوهفته‌ای رسید.

به گزارش شرق، با این حال این تهدید، رفتار مصرف‌کنندگان ایرانی را در بازار تغییر داده و استقبال از نصب نیروگاه‌های خانگی خورشیدی را افزایش داده است. 

رونق نیروگاه‌های خانگی خورشیدی

تهدید به بمباران نیروگاه‌های برق، شمار زیادی از مردم را به فکر راه‌های تأمین اضطراری برق انداخته است؛ از رونق فروش موتور برق و ژنراتورهای کوچک تا نصب نیروگاه‌های خانگی خورشیدی و البته خانواده‌های فقیرتر به خرید و ذخیره‌سازی شمع و موم و رادیوهای دستی و باتری روی آورده‌اند. اتفاقی که به گفته فروشندگان تهرانی می‌تواند دسترسی مردم به زیرساخت حیاتی برق را طبقاتی کند و این عین جنایت جنگی است.

فروشندگان تهرانی توضیح می‌دهند که با وجود آتش‌بس موقت، همچنان این بازارها رونق دارد و نااطمینانی مردم از سرنوشت جنگ سبب شده است همچنان شمار زیادی از افراد به دنبال روش‌های اضطراری تأمین برق باشند. دراین‌میان بازار نصب نیروگاه‌های خانگی خورشیدی داغ شده است و تبلیغات شرکت‌های فروش و نصب پنل خورشیدی بر در و دیوار شهر دیده می‌شود.

مشاوران این شرکت‌ها می‌گویند چنان‌که قصد داشته باشید تنها به اندازه مصرف یخچال، یک لامپ و یک پنکه معمولی برق خورشیدی تولید کنید، باید بین ۴۰۰ تا ۴۹۰ میلیون تومان هزینه کنید. بنا به توضیحات مشاوران این شرکت‌ها برای تأمین برق تنها یک لامپ به یک پنل خورشیدی ۲۰ وات، یک باتری خورشیدی ۷.۵ آمپر ساعت، یک اینورتور یا تبدیل‌کننده خورشیدی صد وات و یک شارژرکنترلر خورشیدی ۱۲ ولت مورد نیاز است و برای تأمین میزان بالاتر برق به تجهیزات بیشتری نیاز است.

گذشته از گزارش شرکت‌های فروش و مشاوره نصب نیروگاه‌های خانگی خورشیدی، وزارت نیرو هم افزایش تقاضا برای نیروگاه‌های خورشیدی خانگی را تأیید می‌کند. براساس گزارش ایسنا حلیا سادات حسینی، مجری پروژه‌های نوآورانه ساتبا، متقاضیان نیروگاه‌های خورشیدی خانگی به طور درخورتوجهی افزایش داشته است و از ابتدای جنگ بیش از ۶۵۰ درخواست در پلتفرم‌های مورد تأیید این سازمان ثبت شده است.

او توضیح داده است که بخش عمده متقاضیان درخواست استفاده از سامانه‌های هیبریدی را داشته‌اند. با این حال بسیاری از فروشندگان پنل‌های خورشیدی توضیح می‌دهند که این صفحات به صورت عمده از چین وارد می‌شوند و در شرایط جنگی واردات این پنل‌ها متوقف شده است و فروشندگان درحال‌حاضر کالا را از موجودی قبلی انبار خود تهیه می‌کنند. 

تجدیدپذیرهای مهجور

استقبال از نصب نیروگاه‌های خورشیدی در شرایطی رخ می‌دهد که قیمت‌گذاری دستوری برق سال‌ها مانع بزرگی برای توسعه برق تجدیدپذیر در ایران بوده است. بنا به گفته رضا فتاحی، مدیر کل جذب مشارکت‌های مردمی ساتبا، سهم تجدیدپذیرها از سال ۲۰۰۰ تاکنون رشد چشمگیری در دنیا داشته و به ۴۶ درصد افزایش یافته است و این روند به‌ویژه در دو سال گذشته به دلیل کاهش هزینه‌ها و افزایش نیازها در دنیا چنان دچار تحول شده که ۹۰ درصد نیروگاه‌های در حال احداث به تجدیدپذیرها اختصاص یافته است.

این در حالی است که سهم برق تجدیدپذیر از مجموع کل تولید برق کشور تا سال‌ها کمتر از یک درصد بود و به‌تازگی به سه درصد رسیده است.

او به مهر توضیح داده است که «طولانی‌بودن دوره احداث، کمبود تأمین سوخت، هزینه احداث بالا و آلایندگی زیست‌محیطی به‌عنوان مهم‌ترین مشکلاتی است که باعث تغییر نگرش از نیروگاه‌های حرارتی به تجدیدپذیر شده است».

به گفته فتاحی «هزینه احداث نیروگاه‌های خورشیدی به ازای هر مگاوات ۴۰۰ هزار دلار است که در مقایسه با سایر نیروگاه‌های حرارتی پایین‌تر است، علاوه بر اینکه هر یک مگاوات نیروگاه خورشیدی باعث کاهش مصرف ۵۵۲ هزار لیتر آب و حدود ۵۰۰ هزار متر مکعب مصرف گاز در سال می‌شود».

افزایش سهم برق تجدیدپذیر در سبد کل برق تولیدی ایران در حالی رخ داد که تقریبا ۸۵ درصد نیروگاه‌های برق کشور وابسته به گاز هستند و کشور گرفتار کمبود گاز است. از آن سو حدود ۱۰ تا ۱۴ درصد نیروگاه‌های برق کشور برقابی هستند و بحران آب گرفتاری بزرگ تولید انرژی در این مدل نیروگاه‌هاست. این مسئله سبب شد دولت به صورت جدی‌تر به فکر توسعه برق خورشیدی بیفتد و حالا جنگ بار دیگر توجهات را به سمت نیروگاه‌های خورشیدی جلب کرده است. جنگی که البته تا همین‌جا هم آسیب‌هایی را به زیرساخت‌های تولید برق و گاز کشور وارد کرده است و می‌تواند کمبود برق را در تابستان امسال بیشتر از همیشه عیان کند.

گذشته از این، شبکه برق ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری به بازسازی و نوسازی نیاز دارد. فشار فزاینده ناشی از رشد مصرف، فرسودگی گسترده تجهیزات و محدودیت سرمایه‌گذاری، زیرساخت‌های انرژی را در موقعیتی قرار داده که کوچک‌ترین شوک می‌تواند عملکرد آن را مختل کند.

آسیب‌دیدگی اخیر بخشی از تأسیسات حیاتی کشور نیز نشان داد این شبکه تا چه اندازه حساس و شکننده شده است. آنچه اکنون پیش‌روی صنعت برق قرار دارد، صرفا ترمیم خسارت نیست، بلکه یافتن مسیری برای بازیابی ظرفیت‌هایی است که طی سال‌های گذشته تحت فشار شدید قرار گرفته‌اند. 

گرفتاری ناترازی

مسئله ناترازی برق حالا دیگر پدیده‌ای محدود به روزهای گرم سال نیست. این موضوع اکنون به یک بحران ساختاری تبدیل شده که آثار آن در قالب خاموشی، محدودیت صنایع و استهلاک شتابان شبکه دیده می‌شود. فاصله میان تولید و مصرف، طی سال‌های اخیر با سرعتی بسیار بیشتر از گسترش ظرفیت‌ها افزایش یافته است و همین شکاف، حساسیت شبکه را در برابر هرگونه اختلال چند برابر کرده است.

در کنار مشکلات زیرساختی، صنایع کشور نیز به طور مستقیم تحت تأثیر ناترازی برق قرار گرفته‌اند. اعمال محدودیت‌های مدیریت مصرف در دوره‌های اوج، ظرفیت تولید بسیاری از واحدهای صنعتی را کاهش داده و موجب اختلال در زنجیره تأمین شده است. این وضعیت، علاوه بر افزایش هزینه تمام‌شده کالاها، توان رقابتی بنگاه‌ها را کاهش می‌دهد و در نهایت بر اشتغال و اقتصاد خانوارها اثر می‌گذارد.

به گفته مصطفی رجبی‌مشهدی، میزان خساراتی که به صنعت برق کشور وارد شده، ارزیابی شده و حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان است اما چالش اصلی این است که پست‌های برق از نقاطی که بمباران شده، عبور می‌کنند و تا همین خطوط انتقال برق در بسیاری نقاط آسیب دیده و حتی در بعضی موارد هم نیروگاه‌ها و تأسیسات آب شیرین‌کن با خسارت مواجه شده‌اند. 

یک پرسش بنیادین و زخم کهنه صنعت برق

حال گمان کنید در کنار وضعیت جنگی، مشکلات و زخم‌های کهنه نیز سر باز می‌کنند و دوباره این پرسش بنیادین را مطرح می‌کنند که چرا مصرف برق در ایران با چنین شتابی رشد کرده است. پاسخ را باید در ترکیبی از قیمت‌گذاری غیرواقعی، یارانه‌های گسترده و فقدان سیاست‌های مؤثر بهینه‌سازی جست‌وجو کرد. برق ارزان، انگیزه‌ای برای صرفه‌جویی باقی نمی‌گذارد و هم‌زمان، بازگشت سرمایه را برای احداث نیروگاه‌های جدید، به‌ویژه در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر، کم‌رنگ می‌کند.

نتیجه، صنعتی است که با وجود تقاضای بالا، از کمبود مزمن سرمایه‌گذاری رنج می‌برد. وضعیت ناترازی انرژی طی سال‌های اخیر تشدید شده است. تقریبا هر تابستان، قطعی برق در بخش خانگی و صنعتی تکرار می‌شود و در زمستان، افت فشار گاز به صنایع و حتی برخی مناطق مسکونی می‌رسد. این چرخه تکراری نشان می‌دهد مسئله، صرفا به شرایط جوی یا مصرف لحظه‌ای محدود نیست، بلکه ریشه در نبود توازن مزمن میان عرضه و تقاضا دارد.

آمارهای رسمی نیز این واقعیت را تأیید می‌کنند. وزیر نیرو در شهریور ۱۴۰۴ در گزارشی به مجلس اعلام کرد میزان ناترازی برق در مقایسه با سال قبل کاهش یافته و از حدود ۲۰ هزار مگاوات به ۱۵ هزار مگاوات رسیده است. با این حال، تجربه تابستان همان سال تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد.

در بسیاری از شهرها، قطعی برق به روالی روزانه تبدیل شد و شهرک‌های صنعتی یک یا دو روز در هفته با خاموشی مواجه بودند؛ وضعیتی که عملا ده‌ها روز کاری را از چرخه تولید خارج کرد و هزینه ناترازی را به طور مستقیم به مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان منتقل کرد. 

میراث یک دهه تصمیم‌های ناتمام

واقعیت آن است که صنعت برق ایران سال‌هاست با یک کسری ساختاری عمیق دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ کسری‌ای که نه محصول یک سال است و نه نتیجه عملکرد یک دولت خاص. این بحران، حاصل انباشت سیاست‌های ناتمام، قیمت‌گذاری دستوری، سرکوب تعرفه‌ها و تعویق مزمن سرمایه‌گذاری است. در چنین ساختاری، هر افزایش ظرفیت تولید، پیش از آنکه به تعادل شبکه منجر شود، به‌واسطه رشد تقاضا و فرسودگی زیرساخت‌ها بلعیده می‌شود.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، با اشاره به کسری حدود ۲۵ هزار مگاواتی برق در ابتدای فعالیت دولت، تلاش کرده توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر را نشانه‌ای از تغییر مسیر معرفی کند. برنامه افزایش ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی از حدود هزار مگاوات به پنج هزار مگاوات، در نگاه اول امیدوارکننده است؛ اما کارشناسان یادآور می‌شوند که این عدد، در برابر رشد سالانه مصرف و افت راندمان نیروگاه‌های حرارتی، هنوز فاصله معناداری با نقطه تعادل دارد.

همچنین باید تأکید کرد که برآوردهای اولیه نشان می‌دهد افت چند هزار مگاواتی از ظرفیت عملیاتی نیروگاه‌ها به واسطه تهاجم دشمن، پایداری شبکه را در موقعیتی شکننده قرار می‌دهد. کاهش ظرفیتی که اگرچه نمی‌تواند کشور را در معرض خاموشی مطلق قرار دهد، اما می‌تواند مسئولان و مدیران شبکه انرژی کشور را ناچار به گرفتن تصمیماتی سخت کند. کاهش تولید، حاشیه اطمینان شبکه را که باید در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد باشد، در برخی ساعات به زیر ۱۰ درصد می‌رساند.

این افت، خطر خاموشی‌های ناخواسته، محدودیت در انجام تعمیرات دوره‌ای و فشار مضاعف بر واحدهای در مدار را بالا می‌برد؛ فشاری که خود را در افزایش هزینه تعمیرات و رشد مصرف سوخت نشان می‌دهد. اگرچه در بخش مصرف شاهد افتی جزئی هستیم، اما این کاهش معمولا از دو تا چهار درصد فراتر نمی‌رود؛ رقمی که توان جبران ظرفیت حذف‌شده را ندارد. 

براساس‌این، سیاست‌گذاران ناچارند به سمت برنامه‌های جدی مدیریت تقاضا حرکت کنند؛ برنامه‌هایی که در اغلب کشورها هدف کاهش ۵ تا ۱۰ درصد بار پیک را دنبال می‌کنند اما مؤثرترین ابزار مدیریت مصرف در بسیاری از کشورها، نظام تعرفه‌گذاری هوشمند است. تعرفه‌های پلکانی افزایشی، مصرف‌کنندگان با بیش از سه برابر الگوی مصرف استاندارد را به اصلاح رفتار ترغیب می‌کند، بدون ایجاد فشار بر مشترکان کم‌مصرف.

در کنار آن، الگوی زمان مصرف با افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی تعرفه در ساعات پیک و کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی در ساعات کم‌بار، می‌تواند بار شبکه را به طور محسوسی بازتوزیع کند. در صنایع بزرگ، تعرفه‌های قراردادی قطع‌پذیر معمولا قادرند ۵۰۰ تا ۸۰۰ مگاوات از بار پیک را در شرایط بحرانی کاهش دهند؛ روشی که در بسیاری از کشورها به‌عنوان استاندارد مدیریت بار شناخته می‌شود.

تجربه جهانی نشان می‌دهد کشورهایی که از مدل‌های شفاف‌سازی و تشویق و ابزار هوشمند بهره می‌برند، توانسته‌اند ۶ تا ۹ درصد از بار پیک را به طور پایدار کاهش دهند؛ آن‌هم بدون اتکا به سیاست‌های صرفا دستوری که معمولا فراتر از دو تا سه درصد اثر ندارند و در بلندمدت پایداری خود را از دست می‌دهند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات