چین و دیپلماسی محتاطانه در بحران ایران
چرا پکن، مداخله در جنگ ایران را به نفع خود نمیداند؟
چین در جنگ ایران رویکردی محتاطانه اتخاذ کرده و با تمرکز بر منافع اقتصادی و انرژی، از دخالت مستقیم پرهیز میکند. پکن محاصره دریایی آمریکا در تنگه هرمز را محکوم و خواستار آتشبس کامل شد. همزمان، چین با کشورهای خلیج فارس و پاکستان تعامل دیپلماتیک دارد و ابتکار پنجگانه صلح ارائه میکند.
فرارو– میشل یی هی لی، رئیس دفتر روزنامه واشنگتن پست در توکیو
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتن پست، در هفتههای ابتدایی درگیری میان آمریکا و اسرائیل علیه ایران، چین واکنشی آشکار از خود بروز نداد. پکن با دقت و محتاطانه تلاش کرد نقش میانجی صلح را ایفا کند، اما همزمان از دخالت مستقیم در جنگی که نفوذ نظامی محدودی در منطقه دارد، فاصله گرفت. تحلیلگران تاکید میکنند این رفتار نشاندهنده رویکرد محتاطانه دیپلماتیک چین است؛ کشوری که تلاش می کند هم تنش با واشنگتن را کاهش دهد و هم جایگاه خود را بهعنوان قدرتی بزرگ و مسئولیتپذیر در عرصه جهانی تثبیت کند.
تنگه هرمز زیر ذرهبین چین؛ تأکید بر آتشبس کامل و عبور ایمن
چین بیشترین تمرکز خود را بر نگرانیهای اقتصادی و انرژی معطوف کرده و انگیزه محدودی برای دخالت گسترده دارد، چرا که جنگی که دونالد ترامپ دنبال کرد، زنجیره تأمین جهانی را مختل کرده، قیمت نفت را افزایش داده و اعتبار آمریکا را تحت فشار قرار داده است. با این حال، پکن این هفته به طور صریح محاصره دریایی آمریکا در تنگه هرمز را محکوم و آن را «حرکتی خطرناک و غیرمسئولانه» خواند. گوو جیائیکون، سخنگوی وزارت خارجه چین، اظهار داشت: «این اقدام تنها باعث تشدید رویارویی، افزایش تنش، تضعیف آتشبس شکننده موجود و به خطر افتادن عبور ایمن از تنگه هرمز میشود. چین معتقد است تنها یک آتشبس کامل میتواند شرایط بنیادین کاهش تنشها را فراهم کند.»
رایان هاس، مدیر سابق امور چین در شورای امنیت ملی آمریکا، معتقد است: «اگرچه چین ظرفیت ژئوپلیتیکی دارد تا بر ایران برای پذیرش توافق پایان جنگ فشار وارد کند، اما رهبران این کشور هیچ نشانهای از تمایل به چنین اقدامی نشان ندادهاند، زیرا منفعت ملموسی برای پکن در این مسیر وجود ندارد. یکی از اصول کلیدی سیاست خارجی چین، عدم مداخله است و پکن نمیخواهد توجهها را به نقش خود در جنگ ایران جلب کند یا انتظارات جدیدی درباره مسئولیتهای تثبیت منطقه ایجاد نماید.» هاس تاکید کرد: «برای چین، رهبری منطقه نه یک جایزه، بلکه تلهای است که باید از آن دوری کند. ماجراجوییهای آمریکا در خاورمیانه طی دهههای اخیر، درس عبرتی برای رهبران چین فراهم کرده است.»
دیدار شی جینپینگ با سانچز؛ پکن علیه «قانون جنگل» در جهان
چین اکنون با شبکهای پیچیده از روابط در خاورمیانه مواجه است که مدیریت و تعادل دقیق را میطلبد. پکن در هفتههای اخیر میزبان چندین جلسه دیپلماتیک با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بوده و در این چارچوب، دیدار خالد بن محمد النهبان، ولیعهد ابوظبی، با هدف ایفای «نقش سازنده» و تأکید بر جایگاه چین به عنوان «کشوری مسئول» برگزار شد. در همین حال، شی جینپینگ در دیدار با پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا و از برجستهترین منتقدان اروپایی جنگ ایران، اعلام کرد که چین میخواهد «جهان را از بازگشت به قانون جنگل باز دارد».
با این وجود، طولانی شدن بحران در خاورمیانه میتواند تهدیداتی برای پکن به همراه داشته باشد. اگرچه چین با بهرهمندی از ذخایر استراتژیک گسترده و تسلط بر زنجیرههای تأمین انرژیهای تجدیدپذیر موقعیت بهتری نسبت به کشورهای آسیایی وابسته به نفت دارد، اما به عنوان بزرگترین صادرکننده جهان، از پیامدهای اقتصادی ناشی از اختلالات طولانی در منطقه نیز مصون نیست.
وانگ ییوی، دیپلمات سابق چین و مدیر مؤسسه امور بینالملل دانشگاه رنمین چین، معتقد است که افزایش تورم و فشارهای ناشی از کمبود جهانی انرژی، همراه با کاهش تقاضای صادرات جهانی، میتواند اقتصاد چین را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. چین، بهعنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، منافع کلانی در امنیت تنگه هرمز دارد؛ مسیری راهبردی که بخش عمده نفت و گاز جهان از آن عبور میکند. پکن سرمایهگذاریهای گستردهای در منطقه انجام داده، از جمله پروژههای زیرساختی و اتصالهای راهبردی، که همگی بهطور چشمگیری توسط این مناقشه مختل شدهاند. وانگ تأکید کرد که پکن امیدوار است ابتدا بحران متوقف شود و از طریق مذاکره حل گردد، بدون آنکه دامنه آن به اقتصاد جهانی سرایت کند.
زمانبندی بحران برای چین اهمیت بالایی دارد، زیرا پکن خود را آماده میکند تا میزبان ترامپ باشد و برای اولین بار در نزدیک به یک دهه با شی جینپینگ دیدار کند. اولویت چین تثبیت روابط با واشنگتن پس از تنشهای تجاری است و کارشناسان معتقدند پکن تلاش میکند از هر اقدامی در حمایت از ایران که ممکن است رابطه با ترامپ را به خطر بیندازد، اجتناب کند. با این حال، به نظر میرسد ترامپ لحن محتاطانه چین را بی اثر دانسته و در شبکه تروث سوشال نوشت: «چین بسیار خوشحال است که من به طور دائمی تنگه هرمز را باز میکنم. این اقدام را برای آنها و همچنین برای جهان انجام میدهم… رئیسجمهور شی وقتی چند هفته دیگر به آنجا برسم، یک آغوش بزرگ و چاق به من خواهد داد. ما با هوشمندی با هم کار میکنیم.»
دیپلماسی محتاطانه پکن؛ حمایت بدون میانجیگری مستقیم
رسانههای دولتی چین به تصمیم آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران انتقاد کرده و هشدار دادند که دخالت گسترده چین در این مناقشه میتواند برای پکن مشکلساز شود. خبرگزاری دولتی شینهوا، با اشاره به اسطوره یونانی، جاهطلبیهای آمریکا برای بازسازی خاورمیانه را «دام سیسیف» توصیف کرد. شینهوا در یادداشتی مورخ ۳۱ مارس نوشت: «واشنگتن باید بپذیرد که اگرچه تنها ابرقدرت جهان است و قدرت نابودی و کشتن دارد، اما هرگز قادر نخواهد بود جهان را در این دوران چندقطبی تحت سلطه خود قرار دهد، همانطور که سیسیف هرگز نمیتواند سنگ را به بالای تپه برساند.»
در شورای امنیت سازمان ملل، چین همراه با روسیه، قطعنامه بحرین برای بازگشایی تنگه هرمز را وتو کرد. مقامات و کارشناسان چینی میگویند این اقدام بازتاب دیدگاه پکن است که قطعنامه بهوضوح مسئولیت بحران را ناشی از اقدامات آمریکا و اسرائیل علیه ایران بیان نکرده است. شی گانگژنگ، کارشناس مسائل خاورمیانه و چین و مدیر مرکز امنیت خارج از کشور دانشگاه چینگهوا در پکن، معتقد است: «چین شریک کلیدی ایران است و با تهران همدلی دارد؛ کشوری که پکن آن را بهعنوان دولتی انقلابی و همسو در مخالفت با نظم جهانی تحت رهبری آمریکا میبیند. با این حال، چین کشورهای خلیج فارس را شرکای بلندمدت مهمتری میداند. روابط پکن با عربستان سعودی و امارات متحده عربی به شدت مستحکم است.» ژو یونگبیاو، استاد دانشکده سیاست و روابط بینالملل دانشگاه لانتژو، معتقد است: چین خود را «میانجی اصلی» نمیداند، اما آماده است از روند میانجیگری حمایت کند و همزمان از «افزودن بر آتش» اجتناب نماید.
ابتکار پنجگانه چین برای صلح در خلیج فارس
پس از ناکامی نخستین دور مذاکرات آمریکا و ایران در اسلامآباد در دستیابی به توافق، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، با همتایان منطقهای تماس گرفت تا از ادامه مذاکرات حمایت کرده و طرفها را به «حفظ شتاب بهدستآمده» در مسیر آتشبس تشویق کند. چین اکنون با بهرهگیری از روابط عمیق نظامی و اقتصادی خود با پاکستان، تلاش میکند در روند میانجیگری بدون دخالت مستقیم نقش داشته باشد. بهطور عمومی، همکاری چین با پاکستان محدود به ارائه یک ابتکار پنجگانه برای بازگرداندن صلح و ثبات است که خواستار توقف فوری خصومتها و بازگرداندن تدریجی عبور ایمن از تنگه هرمز میشود. این رویکرد بسیار محتاطانهتر از سال ۲۰۲۳ است، زمانی که چین بهطور علنی نقش کلیدی در توافق عادیسازی روابط عربستان و ایران ایفا کرد و به بازسازی روابط ریاض و تهران پس از سالها تنش کمک نمود.
در حال حاضر، هیچ تلاش علنی میانجیگری از سوی چین صورت نمیگیرد. با وجود گزارشهای رسانهای و ادعای ترامپ مبنی بر اینکه چین ایران را پای میز مذاکرات آتشبس آورده است، وزارت خارجه چین نقش خود را تأیید نکرده که نشاندهنده تمایل پکن به اجتناب از مسئولیت در صورت شکست تلاشهاست. شی گانگژنگ تأکید کرد: «میتوان گفت چین تا حدی از پاکستان بهعنوان دستکش سفید برای مدیریت این موضوع استفاده میکند.»
با این حال، نشانههایی وجود دارد که چین ممکن است بهطور پنهانی از ایران در حوزههای دیگر از جمله حمایت نظامی، کمک کند. روزنامه فایننشال تایمز این هفته گزارش داد که ایران یک ماهواره چینی دریافت کرده که امکان هدفگیری پایگاههای نظامی آمریکا را فراهم میکند، هرچند پکن این ادعاها را رد کرده است. همچنین گزارشهایی درباره آمادهسازی چین برای ارسال سامانههای موشکی ضد هوایی به ایران منتشر شده، هرچند تأیید رسمی نشده است.
چین در مدیریت بحران ایران، تمام توجه خود را معطوف به نشست پیشروی ترامپ و شی جینپینگ کرده است. ژائو مینگهاو، معاون مرکز مطالعات آمریکا در دانشگاه فودان شانگهای، گفت چین با چیزی شبیه «یک معضل» روبهروست، زیرا تلاش میکند روابط دوستانه با ایران را حفظ کند بدون آنکه آمریکا را بیش از حد ناراحت سازد. مقامات چینی تلاش کرده اند تأثیر جنگ ایران بر روابط آمریکا و چین را به حداقل برسانند و امیدوارند دیدار رهبران، که پیشتر از آوریل به تعویق افتاده بود، در ماه مه برگزار شود.
ژائو تأکید کرد که پکن میخواهد موضوع ایران را از مسیر کلی روابط آمریکا و چین جدا کند و به دنبال یافتن ثبات در تعامل با واشنگتن است. برنامه اولیه دو کشور دیدار چهار بار در سال جاری میان ترامپ و شی بود، اما این چشمانداز ممکن است در صورت تبدیل شدن جنگ ایران به یک مسئله دوجانبه، کمرنگ شود. ژائو هشدار داد: «اگر ترامپ دیدار را لغو کند، این شروع بسیار بدی برای آنچه قرار است سال مهمی برای روابط چین و آمریکا باشد، خواهد بود.»