ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۴۴۱۸

جلال ساداتیان در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

تداوم وضعیت خاکستری؛ نه نشانه‌ای از اراده جدی برای ورود به جنگ وجود دارد و نه چشم‌انداز روشنی برای دستیابی به توافق پایدار

تداوم وضعیت خاکستری؛ نه نشانه‌ای از اراده جدی برای ورود به جنگ وجود دارد و نه چشم‌انداز روشنی برای دستیابی به توافق  پایدار

فضایی از بدبینی و تردید بر روند تحولات حاکم است. نه نشانه‌ای از یک اراده جدی برای ورود به جنگ وجود دارد و نه چشم‌انداز روشنی برای دستیابی به یک توافق جامع و پایدار دیده می‌شود. آنچه بیش از هر چیز به واقعیت نزدیک است، تداوم وضعیت خاکستری کنونی است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو-در حالی که تنش‌های میان ایران و ایالات متحده آمریکا وارد مرحله‌ای پیچیده و چندلایه شده، مجموعه‌ای از تحرکات سیاسی، نظامی و دیپلماتیک نشان می‌دهد که طرفین نه در مسیر تقابل تمام‌عیار قرار دارند و نه به‌سادگی به سوی یک توافق پایدار حرکت می‌کنند؛ بلکه در میانه یک بازی فرسایشی، هر یک تلاش دارند دست بالا را در لحظه خروج از بحران به دست آورند.

به گزارش فرارو، هنوز مشخص نیست که دور بعدی مذاکرات در راه است یا خیر. با این وجود گمانه زنی‌هایی متعدد وجود دارد، درباره آن چه پس از پایان زمان آتش بس اولیه بین ایران و ایالات متحده رخ خواهد داد.

جلال ساداتیان، تحلیلگر و کارشناس ارشد سیاست خارجی در گفتگو با فرارو، به بررسی شرایط موجود پرداخته است:

راهبرد اسرائیل در سال‌های اخیر متمرکز بر جلوگیری از موازنه قوا در منطقه است

جلال ساداتیان به فرارو گفت: «اگر بخواهیم رفتار ماه‌های اخیر دونالد ترامپ را در یک چارچوب تحلیلی منسجم قرار دهیم، باید آن را در ادامه همان رویکردی ارزیابی کنیم که بر پایه نمایش قدرت و تحمیل اراده شکل گرفته است. از طرح‌های بحث‌برانگیز درباره مناطقی مانند گرینلند گرفته تا فشارهای مکرر بر کشورهایی چون ونزوئلا، همگی نشان‌دهنده این است که کاخ سفید در دوره کنونی بیش از هر زمان دیگری به دنبال بازتعریف مفهوم هژمونی با ابزارهای سخت و نیمه‌سخت است. در چنین فضایی، پرونده ایران نیز نه به عنوان یک موضوع مستقل، بلکه به‌عنوان بخشی از یک پازل بزرگ‌تر در سیاست خارجی آمریکا تعریف می‌شود؛ پازلی که هدف آن تثبیت تصویر یک قدرت بلامنازع در نظام بین‌الملل است.»

وی افزود :«در این میان، نمی‌توان نقش اسرائیل را نادیده گرفت؛ بازیگری که عملاً به یک متغیر مداخله‌گر و در عین حال تعیین‌کننده در معادلات منطقه‌ای تبدیل شده است. راهبرد کلان اسرائیل طی سال‌های اخیر بر تضعیف ساختاری بازیگران پیرامونی و جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه موازنه قوا استوار بوده و در این چارچوب، ایران به‌عنوان مهم‌ترین رقیب منطقه‌ای تعریف شده است. تلاش برای تغییر نظام در ایران، فشارهای امنیتی و اطلاعاتی و نیز اقدامات میدانی در جبهه‌هایی مانند جنوب لبنان، همگی در راستای همین راهبرد قابل تفسیر است. حملات اخیر به جنوب لبنان را نیز باید در همین چارچوب دید؛ اقدامی که بیش از آنکه صرفاً یک عملیات نظامی باشد، تلاشی برای ملتهب نگه داشتن فضا و جلوگیری از تثبیت هرگونه روند دیپلماتیک است.»

بستر لازم برای یک توافق پایدار فراهم نیست

این تحلیلگر سیاست خارجی در ادامه گفت: «در چنین شرایطی، مسئله مذاکرات و احتمال ازسرگیری آن، به‌شدت تحت تأثیر تنش‌های چندلایه قرار دارد. حتی اگر گفت‌وگوهایی با میانجی‌گری شهباز شریف در اسلام‌آباد شکل بگیرد، واقعیت این است که بستر لازم برای یک توافق پایدار هنوز فراهم نشده است. دیپلماسی زمانی می‌تواند به نتیجه برسد که حداقلی از اعتماد و پایبندی به اصول بین‌المللی وجود داشته باشد، حال آنکه در وضعیت فعلی، اقدامات میدانی و پیام‌های متناقض، این اعتماد را به‌شدت تضعیف کرده است. توقیف کشتی ایرانی توسط آمریکا و واکنش‌های احتمالی تهران، نمونه‌ای روشن از این وضعیت شکننده است که نشان می‌دهد حتی در آستانه پایان یک آتش‌بس موقت نیز، خطر بازگشت به تنش‌های شدید کاملاً جدی است.»

وی افزود: «باید به این نکته توجه داشت که ایران نیز در این معادله، صرفاً در موضع انفعال قرار ندارد. تهران به‌خوبی آگاه است که در شرایط کنونی، هرگونه امتیازدهی یک‌جانبه می‌تواند به تضعیف موقعیت راهبردی کشور منجر شود. از این رو، رویکرد ایران در مذاکرات احتمالی، مبتنی بر اصل «اقدام در برابر اقدام» تعریف شده است؛ به این معنا که هرگونه انعطاف در حوزه‌هایی مانند برنامه هسته‌ای یا مسائل منطقه‌ای، باید با دریافت امتیازات ملموس از سوی آمریکا همراه باشد. این نگاه، در واقع پاسخی به تجربه‌های گذشته است که نشان داده بدون تضمین‌های عملی، توافقات می‌توانند به‌سرعت بی‌اثر شوند.»

هدف کلیدی آمریکا ساخت «روایت پیروزی» است

این کارشناس حوزه دیپلماسی در خصوص شرایط داخلی ایالات متحده و تاثیر این شرایط بر تصمیمات دیپلماتیک این کشور گفت: «نباید از وضعیت داخلی آمریکا نیز غافل شد. برخلاف تصویر بیرونی که از یک سیاست خارجی تهاجمی ارائه می‌شود، در ایالات متحده، انتقادات از رویکردهای ترامپ به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است. بخشی از این انتقادات، معطوف به هزینه‌های اقتصادی و سیاسی تنش‌های خارجی است و بخشی دیگر، به نگرانی از ورود به یک درگیری گسترده جدید بازمی‌گردد. همین عوامل باعث شده که واشنگتن نیز تمایل چندانی به آغاز یک جنگ تازه نداشته باشد و در عوض، به دنبال راهی برای مدیریت بحران با کمترین هزینه ممکن باشد.»

وی افزود: «در این چارچوب، یکی از اهداف کلیدی آمریکا را می‌توان تلاش برای ساختن یک «روایت پیروزی» پیش از خروج تدریجی از بحران دانست. تمرکز مکرر بر موضوع غنی‌سازی اورانیوم در ایران نیز در همین راستا قابل تحلیل است. واشنگتن به‌دنبال آن است که با طرح ادعاهایی درباره محدودسازی یا انتقال ذخایر اورانیوم ایران، بتواند یک دستاورد نمادین برای خود تعریف کند؛ دستاوردی که حتی اگر در عمل چندان قابل اتکا نباشد، در عرصه سیاسی و رسانه‌ای به‌عنوان نشانه‌ای از موفقیت ارائه شود. این همان نقطه‌ای است که اختلاف برداشت‌ها و انتظارات دو طرف را به‌شدت افزایش می‌دهد، چرا که ایران چنین روایتی را لزوماً با منافع و واقعیات میدانی خود همسو نمی‌بیند. مجموع این عوامل، فضایی از بدبینی و تردید را بر روند تحولات حاکم کرده است. نه نشانه‌ای از یک اراده جدی برای ورود به جنگ وجود دارد و نه چشم‌انداز روشنی برای دستیابی به یک توافق جامع و پایدار دیده می‌شود. آنچه بیش از هر چیز به واقعیت نزدیک است، تداوم وضعیت خاکستری کنونی است؛ وضعیتی که در آن، تنش و مذاکره به‌طور همزمان پیش می‌روند و هر یک می‌تواند در مقاطعی بر دیگری غلبه کند.»

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات